| فازهای مهندسی و تولید نشونه |
- جالبه که یه نقش اصلی هریک از فازهای مهندسی (مثل خواسته ها و تحلیل) تولید نشونه برای فازهای دیگه ست.
- مثلا خواسته ها محدوده تحلیل یا طراحی رو مشخص می کنه یا برای آزمایش معیار می ده.
|
| اهمیت نشونه و نشون دهنده |
- برای انتخاب و تعیین خواسته ها نیاز به نشونه و نشون دهنده داریم؛
- برای تحلیل نیاز به نشونه و نشون دهنده داریم؛
- برای طراحی نیاز به نشونه و نشون دهنده داریم؛
- برای آزمایش نیاز به نشونه و نشون دهنده داریم؛
- برای نگهداری نیاز به نشونه و نشون دهنده داریم؛
- برای مدیریت منابع نیاز به نشونه و نشون دهنده داریم؛
- برای مدیریت زندگی و کار نیاز به نشونه و نشون دهنده داریم
- برای ارائه نیاز به نشونه و نشون دهنده داریم؛
- برای ارتباط نیاز به نشونه و نشون دهنده داریم؛
- برای هرکاری که بخوایم بکنیم، نیاز به نشونه و نشون دهنده داریم؛
- و صد البته که در مقابل این نشونه ها و نشون دهنده ها باید به موقع و به درستی عکس العمل نشون داد؛
- این هنر توئه که بدونی در مقابل کدوم نشونه یا حادثه باید عکس العمل نشون بدی و این عکس العمل چی باید باشه.
- اگه بخوایم سیستم عاملی حرف بزنیم، میشه وقفه ها و رسیدگی به وقفه ها.
- بنابراین روی تدارک حسگرها و داشبورد نشونه هات بیشتر توجه کن.
|
| اثبات حرف |
- در پایان نامه باید ثابت کنید که حرفی که می زنید درست است و احیانا منافعی نسبت به کارهای گذشته دارد.
- بهتره همواره (از ابتدا، حتی از زمان انتخاب عنوان پروژه) متوجه اثبات حرف، باشید.
- در مورد موضوعاتی مثل تدوین استاندارد، این اثبات حرف، کار ساده ای نیست.
|
| OCL |
- OCL یا Object Constraint Language مکمل UML برای بیان رسمی محدودیت ها و شرایط است.
- برای مثال :
- فرض کنید یکی از مشخصه (attribute) های یک کلاس باید بین 7 تا 10 باشد.
- OCL زبان رسمی برای بیان است.
- بدون OCL هرکسی به سلیقه خود عمل می کرد. و این با استاندارد بودن تناسب نداشت.
- ارائه زیر به نظرم گویا و حاوی سابقه، شرح خوب، مثال و مراجع در مورد OCL است.
- www.cs.unb.ca/~wdu/cs3043/OCL.ppt
|
| از اشتباهات متداول |
- از اشتباهات متداول:
- ورود به ریزه کاری های زیادی
- کارهای ریز ریز و ناتموم متعدد (عدم پایاندهی)
- موکول کردن به بعد و دقیقه 90
- و در نتیجه از دست دادن بعضی امور بزرگتر
- مقابله با انتخاب های غلط دست خودمونه.
|
| رابطه عوامل کلیدی موفقیت با ارزیابی |
- عملا وقتی یک شیء (مثلا یک استاد) از سوی یک مخاطب مورد ارزیابی قرار می گیرد، عملا توسط مقدار گذاری روی عوامل کلیدی موفقیت (Critical Success Factor) این شیء انجام می شود. منتها عواملی که از نظر ارزیاب به عنوان فاکتور یا عامل کلیدی مورد توجه بوده است.
|
| نقش View |
- View بالاترین ابزار تنظیم خدمات جاری یک نرم افزار برای هر کاربر است. تنظیم در سطح کلان.
- یادمان هست که معمولا از طریق گزینه options از منوی tools هم معمولا امکان تنظیم داریم. تنظیم در سطح خرد.
|
| نقش پوشه ها |
- مهمترین نقشه پوشه ها (folder) طبقه بندی است.
- طبقه بندی مناسب برای همه، و به ویژه نابینایان، یک ابزار قطعی برای عملکرد کارآمدتر هست.
|
| نگاه از منظر مخاطب |
- بهتر است در فرم ها علاوه بر دریافت اطلاعات و در خواست متقاضی،
- به روشنی به او بگوئید که از حالا به بعد چه خواهد شد؛
- یا این فرم پر کردن چه خاصیتی دارد؛
- خود را جای او بگذارید و به سؤالاتی که مطرح می شود، به روشنی پاسخ دهید.
|
| کنترل نظام مندی |
- برای این که ببینی همین حالا کارِت چقدر نظام منده، فهرست کنترلی زیر رو در نظر بگیر:
- آیا برای خودت برنامه داری؟
- آیا کاری که داری میکنی، در چهارچوب برنامه ست؟
- آیا برنامه ای که داری دنبال میکنی، زمانبندی داره؟
- آیا مطابق برنامه زمانی یا جلوتر هستی؟
- آیا برای این که بگی در واحد زمان، چقدر کار کردی، معیار داری؟
- آیا معیاری داری که بگی کاری که انجام داده ای، خوب، متوسط یا ضعیفه؟
- آیا میتونی بگی چند درصد از کل کار رو انجام داده ای؟
- به جوابی که برای هر کدوم از سؤال ها داری، از صفر تا بیست نمره بده؛
- معدل گیری کن. ببین کجای کاری؛
- خوبه گاه گاهی روند بالا رو تکرار کنی؛
- بهتره در شرایط متفاوت این ارزیابی انجام بشه، تا واقعی تر باشه؛
- در طول زمان، مجموعه نتایج وضعیت رو خیلی بهتر نشون میده؛
|
| چاپ كتاب |
- نگارش کتاب، نسبت به نوشتن مقاله پژوهشی، داستان کاملا متفاوتی است.
- پیشنهاد میکنم قبل از نگارش،
- ابتدا روی ساختار کتاب (دقیقا مثل فهرست مطالب کتاب) و سناریوی ارائه مطالب مطمئن بشوید؛ و قبل از آن مخاطب و هدف را مشخص کنید؛
- فرض کنید همین الان متن نهایی را آماده دارید، چه کسی می خواهد کتاب را چاپ کند؟
- با پول خود تقریبا بلافاصله میتوانید کتاب را چاپ کنید.
- وگرنه یک ناشر تا از برگشت اصل و سود مناسب اطمینان حاصل نکند، به راحتی وارد این کار نمیشود.
- فرض کنید همین الان کتاب به شکل کاملا مطلوب در تیراژ مورد نظر شما چاپ شده، توزیع و فروش کتاب را چه کسانی میخواهد انجام دهند؟
- این نکات را برای این نگفتم که کار را رها کنید. گفتم که حساب شده تر عمل کنید.
- میتوانید این مورد را به عنوان یک پروژه، با استفاده از حرفهای مهندسی نرم افزار! به سامان پیش ببرید. انشاا.. با کیفیت مطلوب و با اطمینان بیشتر از نتیجه.
|
| چاپ مقاله پژوهشي |
برای چاپ مقاله پژوهشی توجه به نکات زیر را توصیه میکنم:
- یک مقاله پژوهشی معمولا حاوی نکات زیر است:
- بیان یک مسأله مشخص و اینکه چرا اهمیت دارد،
- سابقه
- ایده مشخص برای حل این مسأله
- اثبات درست کار کردن ایده (ترجیحا بر مبنای آزمایش)
- توجه به جایی که میخواهید مقاله در آن چاپ شودکاملا ضروری است.
- معمولا چنین جایی سایت دارد و در آن، در قسمت راهنمای نویسندگان) (authors guide، تمام مطالبی که نویسنده لازم دارد آمده است. مثل موضوع و ویژگی های مقاله، قالب و نحوه ارائه و نحوه داوری.
- در مقالاتی که میخوانید، به ویژه روی نحوه اثبات و نحوه ارائه آنها (به عنوان مثال برای کار خودتان) توجه کنید.
- حدس میزنم مطالب کتاب راهنمای پروژه پایانی هم کمک کننده باشد. چون در پروژه های کارشناسی ارشد و دکترا هم معمولا دانشجو موظف به ارائه کار پژوهشی خود به عنوان پایان نامه است و ارائه مقاله پژوهشی برای آنها مستحب و بلکه واجب است!!
|
| هله هوله |
- شش سال پیش برای لاغر شدن نوشتم امان از هله هوله، چیزهای الکی که ذره ذره آدم میخوره و متوجه هم نیست که چاق میشه؛
- حالا میگم امان از هله هوله؛ کارهای الکی که ذره ذره آدم انجام میده و متوجه هم نیست که هیچ کار به درد بخوری انجام نداده؛
- متوجه هله هوله ها باش، از هرنوعش.
|
| مود |
- وقتی کسی تو مود کاری هست، راحت مخالفت نکن؛ جون راحت حالشو میگیری؛
- ببین (ببینید) راهی هست که هم نظر او برآورده بشه و هم اشکالاتی که به نظر تو میرسه مطرح نباشه؛
|
| حمايت |
- مطرح نکرده بود چون می ترسید سرزنشش کنم؛
- گفتم نمیخوام سرزنشت کنم، فقط میخوام بدونی که من باهات هستم و دوسِت دارم؛
- سرزنش کردن هیچ مشکلی رو حل نمیکنه. باید دنبال راه حل بود.
|
| تصحيح مسير |
- اگه هدف نداشته باشی، عملا سردرگمی؛
- و اگه در طول مسیر به سمت هدف، هر از گاهی بررسی و در صورت لزوم تصحیح مسیر نکنی، به راحتی ممکنه حتی هدف رو گم کنی و به مقصد نرسی؛
- طبیعیه که با تغییر هدف، ممکنه بخش یا حتی تمام تلاشهای گذشته و منابع مربوط، هوا بره؛
|
| شك روي تخصص |
- هر موقع مطمئن میشم متخصصی حرفهای تخصصی خودشو در زندگی خودش به کار نمیبره (مثلاً مشاوره خانواده ست اما زندگی خانوادگیش مشکل جدی داره)، روی تخصص داشتنش شک میکنم.
|
| جايزه |
- هر جایی که جایزه ای مطرح است، همان جا می گوید خواستار چیست.
- اگر کار قابل عرضه داری، بهتره به حادثه های(events) ادواری مرتبط توجه کنی.
|
| قبل از ترجمه |
- قبل از هر کار جدی روی نشر ، از وجود یک ناشر خوب طالب و حامی و ارتباط او با سیستم توزیع، که کار شما را معنی دار کنند، مطمئن شوید.
|
| اطمينان از كيفيت |
- فرق هست بین کنترل کیفیت (quality control) و اطمینان از کیفیت (quality assurance):
- در کنترل کیفیت، تکیه روی اندازه گیری کیفیت هست. مثل اینکه فردی هر روز وزن خود اندازه گیری و ثبت میکند.
- در اطمینان از کیفیت، تکیه روی به کاری گیری حاصل اندازه گیری (کنترل کیفیت) برای بهبود کیفیت هست. مثل اینکه اندازه گیری وزن موجب متناسب کردن برنامه غذایی و ورزش فرد شود.
|
| مبناي ارزيابي |
- وقعی میتونی کیفیت (مثلا امروزت) رو اندازه گیری، ارزیابی و مشخص کنی که از قبل خواسته یا انتظارت (از امروز) رو مشخص کرده باشی.
|
| تمرکز گربه ای! |
- تمرکز خیلی خوبه. اما نه تمرکز گربه ای.
- که در حال رفتن به زیر ماشینه ولی حواسش متمرکز طعمه خودشه.
|
| كار اساسي |
- میخواست بره یه کارشناسی ارشد دیگه بگیره، درحالی که میگفت نمیدونم چی کار کنم.
- گفتم یه کار اساسی بکن: تعیین کن که خواسته های تو چی باید باشه.
- یه کار کاملاً مهندسی، که حاصلش خواسته های توست.
- همون داستان مهندسی خواسته ها (requirement engineering).
- کتاب راهنمای انتخاب میتونه کمک کننده باشه.
|
| حروف اضافه |
- یکی از جدی ترین و غیرملموس ترین مشکلات در زبان غیرمادری، به کارگیری صحیح حروف اضافه است.
- برای به کارگیری درست حروف اضافه در زبان خارجی، واقعاً باید کار کرد.
|
| شاکی از کی؟ |
- شاکی بود که هیشکی کمکش نمیکنه؛
- به نظرم اومد که:
- خودشو دست کم گرفته؛
- به جای خودش، از این و اون انتظار داره؛
- بیرون زتو نیست آنچه در عالم هست، از خود بطلب، هرآنچه خواهی که توئی
- اگه فرد در عملکردش واقعاً بخواد و اقدام کنه، بهش میرسه. تمام دنیا هم به نوعی وظیفه پیدا میکنه که کمک کنه. البته انشاا...
|
| شماره به جاي گوشي |
- وارد کردن داده ها (data entry) و تنظیمات (setting) برای افراد مسن ساده نیست.
- به جای هدیه دادن یک گوشی جدید به فرد مسن، تنظیمات و اطلاعات مورد نیازش رو روی گوشی خودش وارد کن.
|
| پرهيز |
- اساسا پرهیز موقع انتخاب کردن معنی پیدا میكنه؛
- پرهیز یه راه متداول برای اطمینان بیشتر از انتخابه.
|
| كم فروشي |
- وقتی حرفی میزنی و بهش عمل نمیکنی، مثل کم فروشی، همیشه بدهکاری.
|
| بزرگترها و كامپيوتر |
- میگفت نیازی به کار با کامپیوتر و شبکه ندارم، چون بچه هام بلدن؛
- گفتم تو هم مثل بچه هات لازمه غذا بخورین.
|
| همراه كردن دانشجو |
- کاری که من در ارائه دروس انجام میدم ( به ویژه در هنگام استفاده از اسلایدها)، متکی به همراه کردن دانشجوست. برای این کار مجموعه ای از اقدامات را سعی می کنم. ازجمله:
- ارائه مطلب متناسب با مخاطب (نه ساده تر از کلاس و نه مشکل تر)؛
- ارائه مطالبی که مورد نیاز و استفاده است. اگر مطلبی نیاز نباشد معمولا دنبال نمیکنم یا سریع عبور میکنم. گاهی هم روی کاربرد و اینکه چرا این مطلب مهم و مورد نیاز هست صحبت میکنم.
- به دانشجو واقعا احترام میگذارم و او را همکار خودم میدانم. اگر این همکاری نباشد عملا ویتامین کلاس هم کم میشود؛
- سؤال و نظر میپرسم. نه اینکه مچ گیری کنم. نه اینکه بخواهم ضعف کسی را نشان بدهم. سریع از کسی که نمیداند به فرد دیگری سوئیچ میکنم؛
- جایی که خود دانشجوها در مقابل نظرات هم نظر میدهند، کاملا استقبال میکنم و به طور ظریف در صورت لزوم تصحیح میکنم و برای خارج نشدن از موضوع کنترل میکنم؛
- در کلاس حرکت میکنم و با نگاهم با تک تک دانشجوها گفتگو میکنم؛
- هرجایی که موضوعی باعث حواس پرتی کلاس میشود، من هم آشکارا همراه میشوم و با این همراهی، سریع به همراه دانشجویان از آن موضوع عبور میکنیم؛
- هر جایی که گفتگوی دانشجویی طولانی بشود، سکوت میکنم. کار با اشاره بچه ها و لبخند من حل میشود؛
- از مثال زیاد استفاده میکنم:
- از اجتماع و زندگی عادی که درک مطلب را خیلی ساده میکند؛
- بعد از مثالهای فنی؛
- و گاهی دنبال کردن مثال عملی توسط دانشجو؛
- آگاهی در کلاس با کمک بچه ها عملا تأتر بازی میکنیم؛
- سعی میکنم از قابلیتهای صدا به خوبی استفاده کنم؛
- سعی میکنم دانشجویان را به نام صدا کنم؛
- برای دانشجویانی که خیلی با متوسط کلاس فاصله دارند، سعی میکنم جدای از یک جلسه، آنها را همراه کنم. مثلا:
- درک دقیق تر علایق فرد قوی و واگذاری کار در خور او و ایجاد انگیزه؛
- مرتبط کردن دانشجوی ضعیف به دوست قوی و ایجاد انگیزه؛
- اگر حس کنم کلاس در شرایط شنیدن نیست، کلاس را تعطیل میکنم.
- و البته درخواست از او اگر بخواهد و کمک کند.
|
| غلط زيادي |
- غلط هميشه از نوع زيادي است
|
| ديده شدن محصول |
- اگه محصول تو جایی که مشتری انتظار داره و سرمی زنه، نباشه، دیده نمی شه.
- هم روی شناسایی و اطلاع از مسیر مخاطبان بالقوه باید کار کرد
- و هم روی سازماندهی و طبقه بندیِ خوب
|
| احترام به خود |
- به خودت احترام بذار؛ خودتو قبول داشته باش؛
- حداقل به اندازه فرد دیگه ای با مشخصات خودت
|
| حرف بزن |
- اگه مسأله ای هست، چرا هیچی نمیگی؟ در موردش حرف بزن
- حداقل با خودت؛ مسأله رو میتونی بهتر بفهمی و حتی اونو بنویسی و تدوین کنی و انشاالله راه حل؛
- حداقل با خدا: که علاوه بر خاصیت قبل، تواناترین رو انشاالله به کمک میگیری
|
| اجتماع وب |
- اجتماع وب نوع دیگه ای از شهر نشینی و تعامل آدما با همدیگه ست که ویژگی های خودشو داره
- اجتماع بزرگی که هزاران هزار اجتماع کوچیکتر (چه از اجتماعات جدید و چه نگاشتی از اجتماعات سنتی موجود ) رو دربر داره یا خواهد داشت
- خدا میدونه این اجتماع چه پتانسیلهایی داره
- به نظر من راه رفتن و زندگی خوب و سالم در این اجتماع رو باید یاد بگیریم. انشاالله
|
| موضوع مشخص و محدود |
- برای انشاالله اتمام به موقع و بی دردسر پایان نامه، هرچه سریعتر به سمت یک کار بسیار مشخص و کاملا محدود بروید. جایی که بهتر بتوانید ایده خود را ثابت کنید.
|
| وب معنايي |
- حدس میزنم نگاه معنایی که در تمام لحظات زندگی انسان و اجتماع حاکم است، به سرعت در وب و اجزای مختلف آن، از جمله نرم افزار، انشاالله گسترده تر میشود.
|
| ميخواي انتخاب كني؟ |
- میدونی هدفت (اهدافت) از این انتخاب چیه؟ هدفت (اهدافت) رو مشخص کردی؟
- چون در نحوه انتخاب و حاصل انتخاب تأثیر داره؛
- مثلا انتخاب پیرهن برای خودت با انتخاب پیرهن برای هدیه به دوستت فرق نداره؟
- میدونی دنبال چی هستی؟
- در مثال خرید هدیه، فرق نداره که میخوای پیرهن بخری یا گل؟
- میدونی یه چنین انتخابی باید چه ویژگی هایی داشته باشه تا بتونی بگی انتخاب خوبی کردم؟ آگاهی لازم رو داری؟ یا قواعد بازی رو می دونی؟
- اگر ندونی به راحتی میتونی نامطلوب رو به جای مطلوب انتخاب کنی،
- یا ممکنه به راحتی گول بخوری؛
- آیا مترهای خودتو برای اندازه گیری تعیین کردی؛
- مثلا نمی خوام هدیه ای که میخرم از 20 هزار تومن بیشتر باشه؛
- میدونی تحت چه شرایطی و در چه محیطی داری انتخاب میکنی؟
- چون این شرایط و محیط در انتخاب کردن و حاصل انتخاب تأثیر جدی دارن؛
- مثلا مبلغ درامد ماهانه در اینکه چی بخری تأثیر داره؛ تهران باشی یا کیش باشی، تأثیر داره
- آیا داده ها یا شاخصهای لازمو داری؟
- مثلا میدونی که باید جنس ابریمشی بخری، اما از کجا میدونی، یا از چی میفهمی که این پیرهن ابریشمیه؟
- ممکنه بگی یه انتخاب که این همه طول و تفصیل نمیخواد.
- ولی بهتره اهمیت بدی، وقت و تلاش براش بذاری؛ به نفعته؛
- انتخابا مهمن چون آینده رو شکل میدن؛
|
| عملكرد عامل گرا |
- بهترین نمونه اشکالات و در عین حال بهترین نمونه محاسن در عملکرد عامل گرا (agent based) را در اجتماع میتوانید ببینید. اجتماع همکاری مجموعه ای از عاملها (شیءها) برای ایجاد رفتارهای برتر است.
|
| بدخطي و پايان دهي |
- وقتی بد خط مینویسی به این معنیه که افراد دیگه (یا حتی خودت) وقتی به دلیلی سراغ اون میرن مشکل دارن.
- و این نشونه اینه که کار نگارش رو خوب پایان دهی نکردی
|
| در ويرايش |
- در مورد تغییرات ساختاری
- تغییرات ساختاری را ابتدا تنها با عنوانها انجام دهید.
- وقتی ساختار براتون مشخص شد، محتوای هر قسمت را در جای جدید کپی کنید.
- با Outline view میتوانید ساختار را به خوبی ببینید و ویرایش کنید. البته به شرط استفاده از heading ها.
- با توجه به تغییرات انجام شده، روی تصحیح مراجعات حساس باشید.
|
| لينك به مراجع |
- در تدارک پایان نامه، جایی که آدرس مرجعی در وب، مثلاً در پا صفحه ذکر میشود، می توان با درج کردن لینک، دسترسی به آن مرجع را برای خواننده آن متن الکترونیک ساده تر کرد.
|
| تجربه با Gmail |
- اگر آدرسی در قسمت گیرنده تکرار شده باشد، او فقط یک بار می فرستد.
- گروه های پیش فرض My contacts و My others را نمی توان به عوان اسم گروه در گیرنده نامه گذاشت ( My other گروهی از آدرس هاست که در هیچ کدام از گروه های تعریف شده کاربر نیست)
- در فهرست contact ها وقتی گزینه all را می زنید، حداکثر به اندازه ای که طول لیست را تعیین کرده اید، در نظر می گیرد. مثلا اگز 400 تا آدرس دارید و طول صفحه 100 باشد، تنها 100 آدرس نشان می دهد.
- برای ارسال جمعی نامه محدودیت 500 وجود دارد.
- اگر داخل متن نامه عکس بگذارید، یک چهارگوشی می گذارد و عکس را نشان نمی دهد.باید ضمیه کرد.
|
| واسطه براي مسنترها |
- امیدوارم به زودی منظر (view) و استاندارد جدیدی برای تعامل افراد مسن با کامپیوتر و وب ببینم.
|
| Proposal |
- پیشنهاد پروژه (proposal) در واقع فونداسیون پایان نامه و کار توئه
- هرچی میشه دقیق، روشن، کامل، محدود و برنامه ریزی شده بنویس
- بدون که چی کار می خوای بکنی
- الکی فرم پر نکن
|
| دوطرفه |
- انتخاب کردن و انتخاب شدن باهمه
- برای انتخاب کردنٍ درست، باید کار کرد
- برای انتخاب شدنٍ درست هم باید کار کرد
|
| بزرگترها و كامپيوتر |
Elder's interaction with computers and the web is against their isolation problem too. |
|
Selecting and being selected are together. Without one, the other does not have usable result. |
| عمل |
- عمل موثق ترین و مؤثرترین تبلیغ
|
| زوم |
- روی چیزی که نارحتت میکنه زوم نکن
- حتی برعکس، در ذهنت ریزش کن، آسوده تر میشی و تواناتر
|
| باورها |
- باورهای ما معمولاً از تأثیرگذارترین انتخابهای ما هستن؛ چون روی تک تک انتخابا و کارای دیگه ما تأثیر میذارن
- و این در حالیه که معمولاً کمترین توجه رو روی شکل گیری باورهامون داریم. طوری که شاید نتونیم واژه انتخاب رو در موردشون به کار ببریم
- باورهای گذشته رو توی یه ستون فهرست کن. مقابلش، باورهای امروزتو توی یه ستون دیگه فهرست کن. این ستون رو تاریخ بزن
- چه خوبه که هراز گاهی باورامونو دوباره بررسی کنیم، و شاید تجدید نظر
|
| آيا همون كاريه كه ميخواستي |
- خیلی وقتا ما هدفمونو گم میکنیم. مثلاً توی وب دنبال "الف" میگردیم، سر از "ی" در میاریم
- طبیعیه که در این مدت، خیلی خوش شانس باید باشیم که انتخابامون درست باشه
- بنابراین هر از گاهی از خودت بپرس آیا این همون کاریه که میخواستی انجام بدی؟
- اگه نیست یه جاهایی تصحیح میخواد
|
| براي حضور در بازار |
- اگه میخوای توی این بازار موفق باشی، باید سوراخ سمبه این بازار و قواعد بازیشو بدونی
- با گشت زدن شروع کن
- بعد با پادویی؛ اول کار فکر حقوق نباش؛ فکر این باش که یاد بگیری؛ با درسای دانشگا فرق داره؛ یادداشت پادویی رو ببین
- بعد یه کسب کوچیک
- و انشاالله تصحیح و گسترش
|
| بها |
- او می گفت:
- حتی اگه محبت رو هم مجانی در اختیار فردی قرار بدی قدرش رو نمیدونه.
- شاید فقط خود آدم رو راضی کنه.
|
|
- در رانندگی تو جاده زندگی هم، مثل رانندگی معمولی احتیاج به عقربه و علامتهایی داری که بگه اوضاع چطوریه تا بتونی درست رانندگی کنی
- برای همینه باید متر و معیار بذاری و اندازه گیریهای کنی
|
| متر بذار |
- میگی کار کردم،
- بگو مثلاً 5.5 ساعت کار کردم
- مثلاً بگو 10 کیسه سیمان آوردم
- مثلاً بگو 250 هزار تومن در آوردم
- متر داشته باش و اندازه گیری کن
|
| حفظ حرمت |
- گفت فلانی شیرینی نمیخوره، ولی دوست نداره که تعارفش نکنن
- گفت قبوله که همیشه ما با پیشنهادای فلان کس موافقت کردیم. ولی درست نیست که سؤال نکنه و سرِ خود عمل کنه
|
| همخواني و يكنواختي |
- یه نواخت بودن (monotone) چیز خوبی نیست. ایجاد خستگی و زدگی میکنه. مثل این که یه نت به تکرار زده بشه.
- کارهای استاد فرشچیان رو به عنوان مثال از نظر بگذرونید. اونا به هیچوجه یه نواخت و خسته کننده نیستن. اما با هم همخونی و سازگاری دارن.
- همخونی رفتاری تو، کلید ایجاد اطمینان دیگران به تو و آرامش اونهاست.
|
| وقتي ميخواهي رها كني |
- وقتی به هر دلیلی میخواهی کاری رو رها کنی، همین حالا قدری وقت بذار و کاری کن که هروفت خواستی این کار رو از سر بگیری حیرون نباشی، به نفع توئه
- کارهائی مثل:
- یادداشتی بنویس یا نشونه ای بذار، که بگه کجا بودی و گام بعدی چی بوده
- تا میشه آشغالهای موجود این کار رو جمع کن و دور بریز
- تا میشه اجزاء مربوط به این کار رو بذار سرجاش
- اگه افرادی هستن که بهشون قول دادی، یا مربوط به این کار هستن و ممکنه علاف بشن، بهشون خبر بده
- اگه محصول زود رسی هست، به مخاطب مناسبش عرضه کن
- کل این کار رو به صورت یک بسته بایگانی کن
- خلاصه این که برای همین مرحله پایاندهی کن. قطعاً وقتی به هر دلیل به این کار برگشتی کیف میکنی و سودشو میبری
|
| Computer for elders |
Personal interaction between elders and computers (the web) is beneficial in different ways.
We should try to provide its requirements.
|
| موفقیت سراسری |
- به نظرم موفقیت مثل کیفیته، سراسریش خوبه. نباید یه بخش فدای یه بخش دیگه بشه.
- مثلاً اگه فردی در محیط کار خیلی موفق هست ولی توی خانواده موفق نیست، یا برعکس، این فرد از نظر من موفق نیست.
- در شرایط سخت برای یک بخش، جلب همراهی بخش های دیگه، کلید موفقیته. چرا که اولاً احتمال تقابل به شدت کم می شه و مهمتر از اون اینکه نیروی کمکی خواهی داشت. اما باید صادق باشی و بدون توقع.
|
| بخشش |
- وقتی کسی رو میبخشی، مستقل از او، خودت راحت میشی. چون عملاً از بارهایی که به دوش میکشیدی کمتر میشه. امتحان کن.
|
| سرعت افزايش توقع |
- سرعت افزایش توقع از سرعت نور هم بیشره؛ بدون هیچ محدودیتی؛ تا بگی ایجاد شده
- اما کاهش توقع معمولاً خیلی کند، سخت و دردناکه و خیلی وقتا غیر ممکن
- حواست باشه وقتی داری قول میدی (همین که میگی فلان میکنم) داری توقع ایجاد میکنی
|
| تحويل كار |
- کاری که به مخاطبش تحویل نشده باشه، اصلاً کار نیست. چرا که از نظر او اصلاً انجام نشده است.
|
| از سر باور |
- توجه به آدمها و خواسته های آنها
- نه از سر تظاهر
- نه از سر اجبار
- نه از سر نیار
- بلکه از سر باور.
|
| واسط ابزار/ middleware |
- I claim that any object of any type has at least a middleware role.
- On the other hand for interaction of any two objects, you should provide proper middleware.
- Each of us have some middleware role.
- We are created to play some role as a middleware for some while.
- With proper middleware, anything could be cooperating with any other object.
|
| نشانه شکر |
- هر موقع کاری داری می کنی که نمی توتی بابت اون کار شکر خدا رو بکنی، روی اون کار یک علامت سؤال بذار.
|
| براي سادگي |
- هر موقع که روند ارائه خیلی پیچیده و طولانیه، اگر وارد شدن در جزئیات را کم کنیم، ساده میشود.
- میشود کل مسیر رو به صورت چند بلوک اصلی معرفی کرد. بعد اگه لازم بود سر فرصت وارد هر کدوم بشیم.
|
|
خودآموز
|
- خودآموز از کندترین و گرانترین روشهای آموزش است.
|
| فرايند مستندسازي |
- مستندسازی نظام مند را یکی از فرایندهای دائمی خود یا شرکت خود در نظر بگیرید. مستندات نظام مند شما از مهمترین سرمایه های شماست.
|
| نياز به UML |
- به نظرم یاد گرفتن UML (Unified Modeling Language) ، مثل یاد گرفتن انگلیسی برای همه اهالی IT لازمه.
|
| تعريف خوب |
- خودت، محصولت، یا خدمتت، باید برای مخاطب با کیفیت و خوب باشه.
- فرض کنيم دنبال خوب هستی؛ دنبال کیفیت هستی. اما این خوب تعریفش چیه؟ (معلم خوب، پدر خوب، همسر خوب)
- جاهایی که استاندارد وجود داره، استاندارد، این تعریفها رو میده (تعریفایی که توسط آدمهای خبره تولید شده)، روش کنترل کردنش رو هم احتمالاً میده
- خیلی از محیطهای کاری برای خودشون از خوب تعریف دارن.
|
| منبع و خدمت |
- هر خدمتی(service) یک منبع (resource) است.
- و هر منبعی نوعی خدمت.
|
|
منبع و مشتري
|
- هر مشتری (customer) یک منبع (resource) است.
- و هر منبعی یک مشتری.
|
|
منبع و نياز به منبع
|
- هر جا منبعی (resource) هست، نیاز به آن هم هست.
- هر جا نیاز به منبعی هست، منبعی هم وجود دارد.
- هر جای به منبعی نیاز دارید، بدانید منبعی هم هست که به شما نیاز دارد.
|
|
چشم جديد نابينا!
|
- یادتان باشد در تعامل نابینا با کامپیوتر عادی، کلام صفحه خوانی مثل Jaws، چشم جدید نابیناست. حواستان باشد این چشم جدید را کم سو نکنید. مثلاً سرعت کلام Jaws نباید زیاد باشد.
|
|
معرفي برنامه
|
- به نظرم معرفی پنجره یک نرم افزار به مخاطب (نابینا/ مسن/...)، شبیه معرفی یک خانه است که همراه معاملات ملکی میخواهد برود ببیند.
- این که مخاطب برای چه نوع کاری کجا برود بحث اصلی آشنایی با نرم افزار باید باشد.
|
|
حرف اضافي موقوف
|
- در ارائه علمی بیان مطالب غیر ضروی، مخاطب را از حرف اصلی دورتر میکند.
|
|
نتيجه طلبكاري
|
- اگر بتونی در مقابل طلبکاریها، (عصبانی نشی) و درست عمل کنی، نتیجش رشده؛ مخصوصاً برای خودت.
|
| نوآوري با مدل شيء |
- از مصادیق نوآوری با مدل شیء:
- صفت یا رفتار جدید برای شیء و کلاس شناخته شده
- معرفی شیء و کلاسی که سابقه نداشته
- شناسایی و ایجاد رابطه جدید بین دوشیء یا دو کلاس
- پیکربندی جدیدی از شیءها برای ایجاد رفتاری جدید
- پیکربندی جدیدی از از رفتارهای شیءها برای ایجاد رفتار جدید
- استفاده جدید از یک الگوی آشنا
- ایجاد الگوی جدید
- پیکربندی جدیدی از الگوها
- تقلید یک رفتار متداول شناخته شده دنیای واقعی برای حل مسأله در محیط مجازی
- به کارگیری الگوهای متدوال مدل شیء برای حل مشکل در دنیای واقعی
|
| نشانه پنهان كاري |
- هر موقع کاری داری میکنی که نیاز به پنهون کاری داره، روی اون کار یک علامت سؤال بذار.
|
| تفاوت مؤلفه و شيء |
- هر شیئی (object) مؤلفه (module) هم هست. بنابراین مزایای مؤلفه، از جمله نقش مؤلفه برای شکستن پیچیدگی رو داره؛
- اما شیء به دلیل صفتها و رفتارهای مشخصی که داره، قدرت همکاری با شیءهای دیگه، برای تولید رفتارهای برتر رو داره؛
|
| نگاه مؤلفه اي در مقابل نگاه شيء گرا |
- داشتن نگاه مؤلفه ای در موقع تحلیل کمک کننده است؛
- داشتن نگاه شیءگرا، به نظرم بسیار مؤثر تره چون علاوه بر زمان تحلیل، در موقع طراحی هم بسیار فعال و مؤثر میتونه به ما کمک کنه؛
- نگاه شی گرا قوی تره؛ چون نگاه مؤلفه ای رو در بر داره.
|
| تفاوت تحليل و طراحي شيء گرا |
- با دید شیءگرا، کاری که در تحلیل و طراحی میشه، مثل همه؛
- تفاوت اصلی در هدف گیریه:
- در تحلیل دنبال این هستیم که آنچه هست رو بفهمیم؛
- در حالی که در طراحی دنبال تشخیص و تعیین آنچه که باید باشه، هستیم.
|
| چطور به جاي چرا |
- چرا نگاه به گذشته داره؛
- چطور نگاه به آینده؛
- من ترجیح میدم به جای پیدا کردن مقصر، دنبال راه حل باشم.
|
| طول زندگي يا عرض |
- برام عرض زندگی یا در واقع ارز زندگی، مهمتر از طولشه؛
- به نظرم
- خود فرد مهمتر از طول زندگیشه؛
- خود فرد مهمتر از سلامتیشه؛
- بنابراین درست نیست مثلاً برای سلامتی شخص به او بی احترامی بشه.
|
| منتظر نمون |
- منتظر هیچ فردی نمون. یا سقف زمانی برای معطل شدن بذار.
- یادت باشه که بدون این انتظار برای دیگری، امکان نداره داستان ول کن تا ول کنم (بن بست یا dead lock) اتفاق بیفته.
|
| از مهارتهاي لازم |
- انتخاب میزان ورود به جزئیات (انتخاب سطح تجرید مناسب) یه هنر و در عین حال یه مهارت بسیار ارزشمنده.
- که اگر بی مورد وارد جرئیات بشی، وقت و سایر منابع رو از دست میدی؛
- و اگر جزئیات لازم رو نبینی، عملاً بعیده بتونی عکس العمل در خور داشته باشی.
|
| به عروس و دامادهاي جديد و قديم |
- در زندگی زناشویی، تخت خواب مشترک و استفاده از رو انداز مشترک رو، مستقل از تمام امور دیگه، باید ادامه داد.
|
| انتظار از ديگران |
- از هیچ کس، هیچ انتظاری ندارم.
- هرچی در مقابل من میکنن، لطف و محبت و بزرگواری خودشونه.خیلی خیلی بیش از انتظارم به من و خواسته هام از سوی همه توجه میشه. بحمدالله.
|
| توقع |
- دقیقاً همون موقعی که از کسی توقع میکنی، بد نیست یه نیگاهی هم به خودت بکنی، که تو برای او چی کار کرده ای؟
- اگه جاتون با هم عوض بشه چی؟
|
| در آموزش نابينايان |
- برای آموزش کار با کامپیوتر عادی به نابینایان قبل ار هرچیز آموزش کار با صفحه کلید و آشنایی با صدای Jaws و پارس آوا بسیار ضروری است. چرا که اینها ابزار اصلی او برای فرمان دادن و دیدن! خروجیهای کامپیوتر و وب است.
- باید تلاش کرد آموزش اینها از آموزش مطالب دیگر، مثلاً یادگیری سیستم عامل، کاملاً متمایز باشد و زودتر انجام شود.
|
| تغيير محيط |
- شناخت تو از دیگران و شناخت دیگران از تو، مبنای کار جمعیه؛
- با رفتن به یک محیط جدید تقریباً باید از صفر شروع کنی؛ حواست باشه.
|
| باز هم باد! |
- مواظب باد باش!
- مواظب باش باد نگیردت!
- مواظب باش باد نکنی!
- رگه های باریک غرور، بد جوری رشد میکنن؛ اول از همه هم جلوی چشمای خودتو میگیرن.
- خدایا پناه برتو.
|
| ابزار خوب |
- ابزار خوب، آن است که تو را قادر به تولید دارایی خوب کند.
- طبیعی است که به شدت به شیوهای که ابزار را به کار میگیری، بستگی دارد.
|
| دارايي خوب |
- دارایی خوب، آن است که بدون حضور تو هم (برایت) خیر، خدمت، محصول یا درآمد تولید کند.
- طبیعی است که باید قابل استفاده مجدد باشد.
|
| رزاق |
- خیال کردی چی کاره ای؟ چند روز خرج اونها رو دادی خیال کردی تو کاره ای هستی؟ رزاق کس دیگه ست.
|
|
مدل سازي جوامع مجازي
|
- تناسب مدل شیء برای مدل سازی جوامع مجازی برایم کاملاً روشن است.
-
- از یک سو که با جهان واقعی همخوانی دارد و جوامع مجازی نگاشتی از جهان واقعی در دنیای IT و Web هستند.
- و از سوی دیگر قریب به اتفاق خود دنیای IT و Web هم عملاً با مدل شیء اداره میشود.
|
| پشت و پناه |
- موقع رفتن بود. دعا کرد که خدا پشت و پناهم باشه:
- اینکه خدا پشتیبان و حامی من باشه.
- و من هم خدا رو پناه خودم بدونم.
- خدایا برای دومی هم امیدم به توئه.
|
| جاي آرام |
- سال 1372 از تهران به اصفهان رفتم.
- سال 1385 از اصفهان به کیش اومدم.
- حالا (پنج شنبه، 12 اسفند 89) دلم میخواد جای آرومتری برم. انشاالله.
|
| خودم يا سلامتيم |
- فکر نمیکنم برای کسی مطلوب باشه که به خاطر سلامتیش، نظافتش یا یادگرفتنش، بهش تغیّر و تأخّم، یا بی احترامی کنی.
- برای من که خودم از سلامتیم یا نظافتم مهمتره.
|
| به عروس و دامادهای جدید و قدیم |
- هر حقی برای خودت قائلی، برای همسرت هم قائل باش
- هر موقع با هم مشکل پیدا کردید، بیشتر گفتگو کنید
- پنهون کاری و دروغ (به هر شکل و با هر بهانه ای) ممنوع؛ که مبنای بی اعتمادی و شروع مشکلات جدیده
|
| عرضه دانش |
- تلاش کن دانسته هایت را به محصول یا خدمت تبدیل کنی. وگرنه مثل کسانی هستی که آن را ندارند.
- در کتاب "513 درس زندگی" که به کوشش آقای سام زالی (انتشارات آرتابا) تدارک شده، از جک کنفیلد نقل شده که: دنیا برای آنچه میدانید به شما چیزی نمیدهد بلکه شما با توجه به کاری که میکنید دریافت میکنید.
|
| هوش مصنوعی و انسان خردمند |
- در طراحی و ارزیابی هر پروژه ای که در مقوله های هوش مصنوعی، دانش یا رویکردهای معنایی مطرح میشود، عملکرد انسان خردمند میتواند (وچه بسا لازم است) الگو باشد.
|
| وقتي منتظري |
- وقتی رفتار مورد انتظار رو از (شیء) مخاطب دریافت نمیکنی، ممکنه به این خاطر باشه که همون شیء یا دنبالهای از شیءها در تعامل با هم، در جایی، منتظر رفتاری از خود تو هستن و عملاً قضیهي ول کن تا ول کنم (بن بست) پیش اومده.
- بنابراین یک کار خوب اینه که منتظرهای خودتو زودتر راه بندازی.
|
| من هنرپیشه |
- مثل یک هنرپیشه در هر لحظه از طول زندگیام نقشی به عهده دارم.
- و برای این نقش در هر لحظه موارد زیر مطرح است:
- صفتهایم Attributes
- رفتارهایم
- Pattern ها یا الگوهایی که برای چنین نقشی و چنین شرایطی وجود دارد؛ یا متداول است
- در عین حال من، فرا تر از این نقش، خودم هستم با:
- دامنهي فعالیتهایم و مهندسی آن
- خطوط مختلف تولیدی که دارم و مهندسی آن
- استراتژیها یا راهبردها و روش /ul/liتقلید یک رفتار متداول شناخته شده دنیای واقعی برای حل مسأله در محیط مجازی/liهای دراز مدتی که برای رسیدن به دورنمای مورد نظرم دارم
- معماری یا طراحی کلانی که همخوانی طرحهای مختلف من در طول زمان را میسر میسازد
- ایدهي تولید مبتنی بر قطعه؛ که تا آنجا که ممکن است از پیش ساختههای مورد قبول برای ساختن جدید استفاده کنم
- پایاندهی (ها)، که در هر تعامل با هر مخاطب، شرایط را با توجه به مشخصات مورد نظر مخاطب آن مقطع و آن مرحله، آرایش کنم
- . . .
- و/li/td/li/ul نياز به UML/li همهي موارد فوق را باید توسط هماهنگ کننده (که مبتنی بر مدیریت دانش است) هماهنگ کنم. در واقع فعالیتهای مختلفم را کارگردانی کنم. اینجاست که عملاً کار سیستم عامل کامپیوتر وجود خودم را باید انجام دهم.
|
| دكتر الهي قمشه اي |
- برای من تقریباً هر جملهي دکتر الهی قمشه ای یک جور نوآوریه؛ پر از رابطههای معنیدار (معنایی) متفاوت و جدید؛ پر از آگاهیهای رهیافتی (heuristic knowledge) برای به کار بستن.
- عملکرد دکتر الهی قمشه ای یک مثال از عملکرد ایده آل وب معنایی (Semantic Web) است.
|
| محصول، توزيع، ارائه |
- کیفیت کار تو در گرو دو کیفیت مهم دیگه ست:
- کیفیت توزیع و
- کیفیت ا به دانشجو واقعا احترام میگذارم و او را همکار خودم میدانم. اگر این همکاری نباشد عملا ویتامین کلاس هم کم میشود؛بعد از مثالهای فنی؛/tr li /td/liرائه
- بدون کیفیت مناسب در توزیع (که کار تو رو به مخاطبت برسونه) عملاً کار تو برای مخاطب وجود نداره
- بدون کیفیت مناسب ارائه، اون طوری که مخاطبت بتونه ساده و راحت از کار تو استفاده و نیازشو برطرف کنه، عملاً رضایتش جلب نشده
|
| اهميت حروف اضافه |
- مشکل جدی در بهکارگیری یک زبان خارجی، استفاده صحیح از حروف اضافه است. به نظرم لازم است این نکته در آموزش انگلیسی ما بیشتر مورد توجه باشد؛ به ویژه توسط خود آموزش گیرندگان.
|
| آمادگي مقابله با شرايط |
- به تجربه دیدم توی یه جلسه، افرادی که محل کارشون توی همین ساختمونه بیشترین تأخیر رو دارن. کسانی که از یه ساختمون دیگه باید بیان کمتر تأخیر دارن و اونهایی که از یک شهر یا کشور دیگر میان اصلاً تأخیر ندارن.
- به نظرم تفاوت اصلی در آمادگی ذهنی برای مقابله با شرایط پیش بینی نشده ست.
|
| آمادگي ذهني |
- وقتی قراره ده ساعت رانندگی کنی، بعد از 6-7 ساعت خستگی خودشو نشون میده. وقتی قراره 3 ساعت رانندگی کنی، بعد از 2 ساعت.
- به نظرم تفاوت اصلی در آمادگی ذهنی خودمونه.
|
| رابطهي عوامل کلیدی موفقیت (CSF) با ارزیابی فرد |
- عملاً وقتی یک شیء (مثلاً یه استاد) از سوی یه مخاطب مورد ارزیابی قرار میگیره، عملاً با مقدارگذاری روی عوامل کلیدی موفقیت این شیء ارزیابی میشه. منتها با شاخصهایی که از نظر ارزیاب به عنوان فاکتور یا عامل کلیدی مورد توجه بوده؛ نه چیزی که این شیء برای خودش فکر میکرده
- بنابراین اگه ارزیابی کسی یا جایی از تو، برات مهمّه، لازمه که شاخصها یا معیارهای اونا را بشناسی و جزو فاکتورهای کلیدی خودت قرار بدی
|
| عوامل كليدي موفقيت |
- هر نقشی رو که در نظر بگیریم، مثلاً نقش یه دروازه بان، بعضی ویژگیهای اون به عنوان عوامل کلیدی موفقیت (Critical Success Factor) او در نظر گرفته میشه. مثل گل نخوردن و جاگیری
- خیلی خوبه فهرستی از این ویژگیها یا شاخصهای موفقیت رو برای هر کدوم از نقش هایی که داریم (مثل دانشجو، فرزند، همسر، همکار و برنامه نویس) تدارک کنیم و به عنوان شاخص کنترل کارامون استفاده کنیم/li/liموقع رفتن بود. دعا کرد که خدا پشت و پناهم باشه: /td/lili.
- بهتره با لیست بلندتر شروع کنی و بعد مهمترها رو (مثلاً 6 تا 8 تا رو) نگه داری
- یه فرد عملاً نقشهای مختلفی داره و هر نقش مخاطبای خودشو داره؛
- اگه توی یه نقش(مثلاً کاسبی) خیلی موفقی و توی یه نقش دیگه (مثلاً رسیدگی به خانواده) اصلاً موفق نیستی، روی مدیریت فعالیتهات شک کن؛ مثل این میمونه که به آمپر بنزین ماشینت توجه داری و لی آمپر آبو که میگه جوش آورده نیگا نمیکنی.
- حواست باشه که تو تمام نقشهات دو تا مخاطب همیشگی داری، خودت و خدا.
|
| يم يا ند؟ |
- اگه میخوای بدونی همراهی بین جمع (مثلاً یه شرکت) هست یا نه؟ به ضمیرهایی که در اون جمع به کار میره توجه کن. ضمیر یم به کار میره یا ند؟ آیا افراد خودشونو شریک میدونن یا نه؟
|
| پرهيز |
- پرهیز، کنترل رفتار برای اجتتاب اثرات نامطلوبه
- پرهیز، یه ساز و کار آشنا برای مدیریت خطره؛ همون داستان پیشگیری و درمان
|
| خبر بده |
- وقتی کار کسی دست توئه، خیلی دلش میخواد در جریان کارش باشه، مطلع باشه و بدونه چی شد و چی کار کنه
- بنابراین مخاطباتو در جریان بذار، قبل از اینکه به درخواست برسه. اطلاع داشتن حق مخاطب توئه
- دادن باز خورد مکفی، و البته با زبان خوش، یک معیار اصلی برای رضایت مخاطبای توئه
- ضمن اینکه با دادن خبرها کارات برای دیگران قابل رؤیت و قابل درک میشه
- ارائهي بازخورد (feed back) در طراحی واسط کاربر، یه اصله
|
| پنهان كاري ممنوع |
- پنهون کاری عوارض قطعی مهمی داره؛ ضمن اینکه احتمال سودمند بودنش هم هست
- یه خطر مهم پنهون کاری فراهم شدن شرایط غیر واقع گوئیه
- یه نتیجهي قطعی پنهون کاری بیاعتمادیه
- و این دوتا، یعنی دروغ و بی اعتمادی مهمترین تهدیدای هر کار جمعی هستن
- ضمن اینکه به نوعی دخالت تو کار فرد دیگه ست؛ چون با دریافت اطلاع ممکن بود به نوع دیگهای عمل و زندگی بکنه
- ما مجاز نیستیم جای یکی دیگه تصمیم بگیرم.
- پنهون کاری یه بهانهي اصلی برای استدلالهای پیش فرض (default reasoning)، غیبت و شایعه و یه جای مناسب برای نفوذ و دخالت نیّتای نامناسبه
- پنهون کاری، شرایطو برای جولان وسوسهها ساده میکنه، احتمال انجام خلاف رو بالا میبره؛
- پنهون کاری برای خانواده یک سم مهلکه؛ من هیچ دلیلی برای پنهون کاری نمیبینم
- نه برای غافلگیری و خوشحال کردن؛
- نه برای جلوگیری از ناراحتی طرف مقابل؛
- نه برای کاهش عواقب و نه هیچ دلیل دیگه
|
| بهترین منابع برای آزمایش |
- برای آزمایش و اطمینان از درستی، بهترین منابع، بخصوص بهترین نیروهات رو بذار.
- اگر تنهایی کار میکنی، زمانی که بیشترین اثر بخشی رو داری برای آزمایش بذار؛ نه وقتی که خسته و بی حالی.
|
| حادثههايي كه زياد تكرار ميشن |
- زیاد تکرار شدن حادثهها یا نشونهها به معنی بی اهمیت بودن اونا نیس:
- مثل ضربان مداوم قلب
- یا اینکه فلانی همیشه میاد
- یا تا حالا صد بار گفته!
- زیاد تکرار شدن حادثهها یا نشونهها به این معنی نیس که باید رهاشون کرد؛ شاید برعکس:
- نیاز به توجه بیشتر داشته باشه
- نیاز به سامان دادن و کارآمد کردن تعامل با اونو داشته باشه
- و شاید به عنوان يک منبع قابل اطمینان بتونی روش حساب کنی
|
| تعويق ممنوع |
- از به تعویق انداختن خوشحال نباش. چرا که با همون دریافتهای سابق، وقت و کار بیشتری میخوای صرف کنی.
|
| كيفيت همه جانبه |
- دنبال کیفیت طولانی مدت و همه جانبه باش.
- کیفیت مقطعی مترادف این ضرب المثله که: "با یه گل بهار نمیشه."
|
| تحليل و فرهنگ محيط |
- هرجا برای خودش فرهنگی داره
- و حریمهایی
- سعی کن فرهنگ محیط رو درک کنی
- البته دلیلی نداره که فرهنگ تو بشه
- و سعی کن که حریمها رو مخصوصاً حفظ کنی
- احترام چیزهایی رو که مورد احترام مخاطب تو هستن داشته باش
- اگه بیاحترامی کنی، خیلی زود باید منتظر بیاحترامی به چیزهایی باشی که مورد احترامه توئه
|
| تحليل و حب و بغض |
- توی تحلیل نذار حب و بغض تو تأثیر بذاره
- که تحلیل تو رو خراب میکنه، حتی گند میزنه
- ناقص
- نادرست
- نادقیق
- غیرقابل اطمینان
- و خلاصه غیر قابل استفاده
- توی تحلیل، پیش داوری نکن
- همهی نکات مرتبط رو ببین، چه خوب، چه بد
- بزرگ نمایی یا کوچک نمایی نکن
- اما در بیان یافتهها،
- همواره اول نکات مثبت رو بگو بعد منفیها رو
- حریمها رو حفظ کن
- بیاحترامی نکن، جوری رفتار کن که دوست داری در شرایط مشابه با خودت رفتار بشه
|
| تعامل نابینا و بینا |
- نابینا باید بینا رو مشتری خودش بدونه.
- و بنابراین باید برای تعامل و ارائهي خدمت به بینا آماده بشه.
- کامپیوتر عادی و وب یک محیط مشترک برای این تعامله.
|
| انتظار پیشنهاد |
- وقتی پیشنهادای قبلیشو توجه نکردی، چطور انتظار داری، یا حتی میخوای، که بازم پیشنهاد بده؟
|
| رابطهي منابع تو و مخاطبای تو |
- جالبه که منابع تو، مخاطبای تو هم هستن؛ مثل عمرخودت؛ خدا؛ خانواده؛ محیط کار تو
- پس وقتی خوب و درست از منبعی استفاده میکنی، عملاً خاصیت مضاعف داره:
- هم کاری رو که در مقابل مشتری میخواستی، دنبال کردی و مزد میگیری
- و هم در حین استفادهي خوب از منبع، بهترین پاسخ رو به اون منبع، به عنوان یک مشتری دیگه داری میدی!
- اوج خدمت دادن به مشتری با استفاده از منبع؛ و اوج خدمت در مقابل این منبع، همراه و همزمان با هم اتفاق میافته.
- پس وقتی خدمتی باید بدی، ببین چطوری میتونی لشگری از منابعت رو برای ارائهي بهترین پاسخ، سازماندهی کنی. بکن.
- در استفاده از منابع خسیس بازی در نیار!!
- هرچی بیشتر استفاده کنی،
- هم بیشتر گیرت مییاد؛
- و هم این منبع بیشتر بار میده (مثل هَرَس کردن )؛
- برای اون منبع هم بهتره؛ چون مشتری بیشتری داره و میتونه خدمت بیشتری بکنه.
- البته استفاده برای خدمت، نه استفاده به خاطر استفاده. آب در هاون کوفتن منظور نیست.
|
| منابع تو |
- منابع چیزهایی هستند که در اختیار تو هستن
- تا بتونی در مقابل مخاطبات ( از جمله خودت) درست عمل کنی و اونها رو راضی کنی
- و با راضی کردن مشتریی، مزدتو بگیری و به خواستههات برسی
- طبیعیه که:
- یک سری منابعی همین الان، بلافاصله، داری، مثل عمرت،
- و البته یک سری هم با همینهایی که داری، میتونی تولید (مهندسی) کنی. مثلاً کار کنی و پول در بیاری
- هم مدیریت منابع لازمه: چون باید منابع موجودت رو اداره کنی
- هم مهندسی منابع لازمه: چون باید مطابق خواستهها، طراحی کنی و طرح و برنامت رو به سامان اجرا کنی و منابع مورد نظرت رو تولید کنی
|
| به خاطر خودت |
- آیا باید به خاطر خاطری خوبی کرد؟
- درست عمل کردن مگه مناسبت میخواد؟
- چه کسی نزدیکتر از خودت؟ به خاطرخودت خوب باش و خوبی کن؛
- در این صورت از فرصتی که داری استفاده کردی و مزدِشَم میگیری؛
- چه طرف بفهمه، چه نفهمه؛ چه عملکردش درست باشه، چه نباشه.
|
| لجنزار |
- نمیشه توی لجنزار رفت و کثیف نشد.
|
| نابينا و Web |
- قرار نیست توی Web هم یک نفر نابینا را این طرف آن طرف ببرد، یا بکشد. خودش باید ببیند و انتخاب کند که کجا برود.
|
| نمونهسازي |
- تنها موردی که بدون داشتن جوابهای کامل، پیادهسازی توجیه داره، همین نمونهسازیه
- تو نمونهسازی به نوعی کل کار داره کوچیک و ساده میشه؛ مثلاً:
- کار روی زیر مجموعهی محدودی از خواستهها
- پیادهسازی بخشی از قابلیتها
- ظاهری از محصول نهایی
- از اهداف متداول نمونهسازی:
- شناخت بهتر مسأله
- دریافت دقیق خواستهها
- ایجاد دید مشترک با دیگر افراد ذینفع
- آزمایش تناسب ابزار
- آزمایش تناسب روشهای مورد استفاده
- نشون دادن توان اجرایی همکارا، به خودشون و به کارفرما
- حواست باشه که نمونهسازی هم نفی کنندهي ضرورت پاسخگویی به سؤالات صفحهي قبل نیس. برعکس، در جهت رسیدن به اونهاس
|
| سؤالات قبل از پيادهسازي |
- بهتره قبل از هر گونه پیادهسازی، سؤالات زیرو مرور کنی و مطمئن بشی که جواب روشن و مثبتی داری:
- آیا درک روشنی از موضوع و مسأله داری؟
- آیا به خوبی میدونی دنبال چی هستی؟
- اینکه حاصل اجرا چه نقشی باید داشته باشه؟
- اینکه در روند پیادهسازی چه شرطها، محدودیتها یا کیفیتهایی باید برآورده بشن؟
- آیا برای این پیادهسازی طرحهای مشخص داري؟
- آیا برنامهي زمانی مشخص داری؟
- آیا تناسب این طرح و برنامهي انتخاب شده با خواستهها ارزیابی شده؟
- اگر برای این سؤالها جواب قانع کننده نداری، بهتره برگردی عقب
- نگو پروژهي من همین الان هم عقبه. برای پروژههایی که با تأخیر روبرو هستند،
- این برگشت به عقب واجبتره
- چون فرصتی برای سعی و خطا نیس
- پیادهسازی زودرس یک اشتباه متداوله جَوونتراست
- ضربالمثل «گز نکرده پاره کردن»
|
| اهميت |
- موضوعات به اندازهای که تو ذهن و فکرمون بهشون بها میدیم، برای ما مهم میشن.
- خیلی وقتا اصلاً لازم نیست کار خاصی بکنیم؛ یا خودمونو ناراحت کنیم؛
- برای اون چیزهایی که خیلی ازش ناراحتی، واقعاً این قدر بها دادن لازمه؟
- میشه دوباره فکر کرد.
|
| رابطه با خودت |
- شماتت موقوف؛ بد و بیراه گفتن موقوف؛
- خودتو تحویل بگیر؛ خودتو قبول داشته باش؛ تو عزیزی؛
- هر کاری که به عزت تو لطمه میزنه، نکن. خودت حس میکنی؛
- اگه گفتی، عمل کن؛ حتی اگه هیشکی نباشه خودت که هستی، ضمیرت که هس؛
- بی قانونی، خلاف نکن؛ بحث اشتباه نیس. اشتباه پیش میاد، غلط نکن! که بدونی اشتباهه و انجام بدی؛
- تمیز، مرتب، سروقت، خوش تیپ؛ با تریپی که قبولش داری، دوست داری؛
- چرا چراهای انتقادی رو بریز دور؛
- مقصر دونستن این و اون رو بنداز دور؛
- چطور چطورهای راه حل جو رو زیادش کن؛ این همونجاهایی که باید مهندسی بکنی؛
- دروغ گفتن موقوف؛
- برای انجام کارهای خودت، برای خودت مهلت زمانی بذار و واقعاً رعایت کن؛
- ضابطه مند؛ مهندس مآب: با تحلیل، با طرح و نقشه، با ارزیابی؛
- مدیر مآب؛ مثل مدیر توانا، دانا و بخشنده؛
- هر جا تونستی ببخش؛ اگه کسایی که ازشون ناراحتی ببخشی، خودت راحت میشی؛
- نصفه کارههارو تمومش کن (اگه تونستی به فصل پایاندهی سر بزن).
|
| تولید و فروش: باهم |
- فکر و طراحی تولید، بدون فکر و طراحی فروش، یک اشتباه قطعی است.
|
| كاهش هزينهها و انتخاب |
- مهمترین عامل تأثیرگذار در هزینهها، آدمها و تصمیمها و عملکردشونه
- با انتخاب درست و مناسب آدمها عملاً هزینهها رو به جا و حداقل کن:
- نه اینکه تو چیزی گفته باشی یا تلاش خاصی کرده باشی
- او خودش رعایت میکنه
- ضمن اینکه او تولید مشکل نمیکنه و در مدیریت و مقابله با خطرها هم عالی عمل میکنه؛ و به این ترتیب هم هزینهها کمتر و به جا میشن
|
| پادويي: كلاس آموزشي! |
- پادویی یعنی حضور در متن بازار کار، تولید و فروش
- یعنی دیدن واقعیتها؛ به خصوص هزینه و درآمد
- یعنی آشنا شدن با بعضی از راه حلها
- پادویی یک کلاس آموزشی بزرگه
- حداقل به اندازهي کلاسهای حتی دانشگاهی تو ارزش داره
- بنابراین در شروع کارِت فکر عنوان سازمانی و مبلغ حقوقت نباش.
- در عوض ببین کجا میتونی کار کنی که بیشتر و واقعی تر بازارت رو، مشتری های بالقوه خودتو، آداب تعامل در این بازارو و خیلی چیزهای دیگه رو یاد بگیری
- و واقعاً کار کن،
- حرفها و کارهارو بقاپ،
- به گوش باش
- و هر از گاهی در زمان مناسب از استادکارها بپرس؛
- بِهِت میگن!
|
| بازار فروش تو كجاست؟ |
- تقریباً همه جا میتونی خرج کنی.
- اما کجا میتونی در بیاری؟ من اسم این جا رو بازار تو میذارم.
- بازار تو جائیه که محصولات تو یا خدمات تو خریدار داره.
- بدون این بازار، تو باید از جیبت بخوری یا در واقع از جیب یکی دیگه بخوری!
- اما تا کی میتونه ادامه داشته باشه؟
- معمولاً منبع اصلی محدودیت داره؛
- و حس خوبی هم به آدم نمیده.
- برای قدیمیها، این حس کار کردن، فروش داشتن و پول در آوردن خیلی زود (7-8 سالگی) مطرح می شد. اصلاً بخشی از زندگی بود.
- حالا حتی برای خیلی از دانشجوها، نگاه اقتصادی به تولید وجود نداره یا کم رنگه
- بعد از فارغ التحصیلی، سردرگمی در بازار کار، یک مسألهي متداوله چرا که:
- درس خوندن، قبل از پول درآوردن دیده شده
- درس خوندن، برای کار و محصول و خدمت و کسب درآمد کمتر دیده شده
- پادویی در محیط کار تخصصی، به نظرم خیلی ارزش داره
|
| تشكر |
- گفت: اصلاً نمیدونه تشکر چی هست.
- گفتم: مگه به خاطر تشکرش کردی؟
- گفت: نه . . . ولی.
- گفتم: تو از فرصت خدمتی که داشتی استفاده کردی و مزدت رو هم گرفتی، خرابش نکن.
|
| پرهيز كردن |
پرهیز کردن یعنی:
1. دانستن درست و غلط / باید و نباید
2. داشتن معیار برای تشخیص درست از غلط / باید از نباید
3. عمل درست براساس این معیار
دو نکته اول نقش ابزار کنترل درستی (Validity check tool) را ایفا میکنند.
|
| برای انتخاب بین گزینهها |
- میتونی یک جدول درست کنی:
- یک طرف گزینهها
- یک طرف معیارها
- اگه بعضی معیارها برات بیشتر اهمیت داره، میتونی بهش ضریب بدی
- حالا آگاهانه نمره بده و جدول رو پر کن
- و در ستون آخر جمع بندی
- اگه لازم بود، با اضافه کردن معیار میتونی به جواب انحصاری برسی
|
| بزرگترين سرمايه گذاري |
- جلب حمایت آدمها، بزرگترین ذخیره و سرمایه گذاری زندگیه
|
| توان و خواست |
- واقعاً میتونی توانت رو افزایش بدی، با:
- خواست عملی
- باور عالی
- و روحیه
|
| كل كار |
- کار تو مدیریت دانشه؛ همین.
- Your job is knowledge management; that’s all
|
| بدترين مديريت خطر |
- بدترین مدیریت خطر، ضربه خوردن از چیزیه که اساساً در فهرست خطرهات ندیدی و در نتیجه کاری هم براش نکردی. حالا دیگه با یه بحران یا حتی فاجعه روبرو هستی.
- ندیدن نارضایتی، یک مثال متداوله.
|
| چيكار ميكني؟ |
- گاهی از خودت بپرس: میدونی داری چیکار میکنی؟ این همون کاریه که میخواستی بکنی؟
|
| قابل استفاده |
- میخواست ثابت کنه که درسته. گفتم اول نشون بده که برام قابل استفاده است.
|
| انتقال آگاهی یا نصیحت؟ |
- انتظار داشت که فقط حرفاشو گوش بدم. ولی نصیحت کرده بودم.
- درست و غلطهایی را گفته بودم که مثل روز برام روشن بود. ولی ناراحت شده بود.
- شرایط انتقال آگاهی رو ندیده، یا فراهم نکرده بودم.
|
| مديريت و مهندسي |
- مدیریت روی اجرا(ی آنچه که هست) تکیه داره.
- مهندسی روی چگونگی شدنها تکیه داره.
|
| فرصت |
- قدر فرصتها رو بدون. بدون فرصتها، داشتهها با نداشتهها چندان تفاوتی ندارند.
- مثلاً اگر فرصت خرج کردن نباشه، دارایی معنی نداره.
- فرصتها از منابع مهم هستند.
|
| باور غلط |
- امان از وقتی که فرد، کار (آگاهی) غلطی رو به عنوان کار(آگاهی) درست، باور داشته باشه. به این راحتی نمیشه کاریش کرد.
- شاید ارائهي دلایل، از منظر او، در خلوت، برای دراز مدت، اثر بکنه.
- من و تو چی؟ گیر باور غلط نیستیم؟
|
| مديريت و مهندسي |
- در هر زمان مسؤلیتهایی به عهدهي توست. همزمان، منابعی هم هست که میتونی به نوعی، از اونها استفاده کنی.
- سؤالات متعددی مطرح میشه؟
- چه مسؤلیتی؟
- چه موقع؟
- با چه منابعی ( مثل بودجه، افراد، ابزار)؟
- چطوری؟
- کجا؟
- چرا؟ که میتونه روی هرچی، از جمله روی جوابها، مطرح بشه.
- برای انجام مسؤلیت نیاز به مدیریت داری:
- برای انتخاب فعالیتها و منابع
- برای تشخیص اهمیتها و الویتها
- برای انتساب منابع به نیازها
- برای کنترل منابع و هدایت فعالیتها
- برای انجام مسؤلیت نیاز به مهندسی داری:
- برای این که نظاممند عمل کنی
- برای این که درست عمل کنی
- برای این که استفاده از منابع و روشها رو علمی و درست کنی
- برای این که شدنها را طراحی و پیادهسازی کنی
- جالب اینجاست که:
- برای انجام صحیح هر عمل مدیریتی نیاز به استفاده از روشهای مهندسی هست.
- برای انجام صحیح هر عمل مهندسی، نیاز به استفاده از روشهای مدیریتی هست.
- قبلاً هم داشتیم که:
- مدیریت را باید مهندسی کرد و
- مهندسی را مدیریت کرد.
- آگاهیها مهمترین ابزار پاسخگویی هستن؛ که اون هم نیاز به مدیریت و مهندسی داره.
|
| عمل |
- اگر میدونی و به کار نمیبری، در واقع نمیدونی.
|
| مجوز |
- اشتباه هیشگی، مجوز اشتباه تو نیست.
|
| محيط خوب |
- محیطی برای کار یا زندگی خوبه که برای جمع افرادش شرایط رشد فراهم باشه. مثلاً، هم محیط رشد بچهها و هم والدین در خانواده.
|
| ذهن و پردازنده |
- پردازندهي کامپیوتر در هر لحظه مشغول انجام یکی از موارد زیره:
- اجرای یک فرایند (وظیفه) مشخص، مثل اجرای Word
- اجرای یک روتین خدماتی وققه،
- اجرای هماهنگکننده (مدیر فرایندها).
- عملاً تخصیص وقت پردازنده به یک وظیفهي دیگه، تنها پیرو وقفه و تصمیمگیری هماهنگ کننده، میتونه اتفاق بیفته. خلاصه روال کاملاً مشخصی داره.
- اما ذهن این طور نیست. مثلاً ظاهرا داری گوش میدی، ولی عملاً جای دیگهای هستی.
- به نظرم اینکه بتونی با خواست خودت، فقط روی یک موضوع متمرکز باشی، قابلیت مهمی داری، که تو رو خیلی مؤثرتر میکنه.
|
| معيار ارزيابي |
- مخاطب تو با معیارها و روال خودش تو رو ارزیابی میکنه.
- پس اگر این مخاطب یا ارزیابیش به نحوی برات مهمه، باید معیارها و روال ارزیابیش رو بشناسی و شاید مطابق اونها کارت رو عرضه کنی.
|
| همخواني |
- در هر ارائهای، همخوانی (consistency) یک اصل است.
- ناهمخوانی (inconsistency) یک عامل اصلی ایجاد بیاعتمادی است.
- برای من کسی که رفتارش همخوانی ندارد، قابل اعتماد نیست.
|
| انتخاب |
- اگر هندونه هم میخری، از جایی بخر که بارش خوب باشه.
|
| خودت رو محروم نكن |
- حتی یک لحظه هم فکرنکن که میدونی و به دونستن بیشتر احتیاج نداری.
- فکر نکن که به دلیلی بالاتر از اونی و ازش یاد نگیری. خودت ببشتر عقب میافتی. ضمن این که همین هم غروره.
|
| زيادي نرس |
- وقتی به یه چیزی زیادی میرسی، به این معنیه که به بعضی چیزها کم میرسی، یا نمیرسی. حواست باشه.
|
| باد! |
- مواظب باش باد غرور نگیردت.
- مخصوصاً مواظب تعریفهای به حق باش.
- در مدیریت و مهندسی دانش، غرور یک خطر(risk) جدی است.
|
| درخواست نامربوط |
- سعی کن در مقابل درخواست نامربوط هم عملکرد مربوط و کمک کننده داشته باشی. سعی کن. انشاالله میتونی.
- نرم افزار صحیح درمقابل ورودیها، چه درست و چه غلط، باید درست جواب بده. حتی خطای کاربر و چه باید کرد را به او باید بگه!
- برای همین دادههای آزمایش به دو دسته دادههای صحیح وناصحیح تقسیم میشوند.
|
| قدر درخواست |
- اگر درخواستی نباشه، بهترین محصولات و خدمات هم عملاً بیمعنی میشه.
- بنابراین:
- هم قدر درخواستها و درخواست کنندگان رو بدون،
- و هم برای برای افزایش اونها واقعاً فکر و کار کن.
|
| مقابله با نارضايتي 3 |
- اگر از همسرت (یا هر کس دیگهای که برات مهمه) ناراضی هستی، ببین راهی وجود داره که او رو راضیتر کنی؟ هرکاری میتونی بکن.
|
| مقابله با نارضايتي 2 |
- نارضایتی به شکلهای مختلف و بین انواع مختلف افراد سرایت و گسترش مییابد. بنابراین خیلی از آنها، خود معلول هستند. کار علمی (بدون حب و بغض) برای شناسایی و مدیریت علتهای اصلی قطعاً ضروریتر و اثر بخشتر است.
- بهتره ازخودت، تیم کاریت و روشهای خودت شروع کنی.
|
| مقابله با نارضايتي 1 |
- برای مؤسسهای مثل دانشگاه یا تولیدکنندهي نرمافزار، که کارش متکی بر آگاهی است، نارضایتی نیروها یک خطر (risk) مهم وجدی است. خیلی سریع هم به دیگر افراد (چه کاربر، صاحبکار وغیره) سرایت میکند. بهتر است به صورت علمی دلایل نارضایتی شناسایی و به درستی مدیریت شود.
|
| پيشنهاد 2 |
- در مقابل پیشنهاد دهنده جبهه نگیر؛ دفعی برخورد نکن؛ حتی اگر پیشنهاد قدیمی، نامربوط یا غلط باشه.
- حداقل به خاطر این که محیط اظهار نظر و مشارکت رو شاداب و پر رونق نگهداری.
- پیشنهاد یک سازو کار صریح انتقال آگاهی است.
|
| پيشنهاد 1 |
- مستقل از کیفیت پیشنهاد، به هرحال از پیشنهاد دهنده تشکر کن. حداقل به خاطر:
- توجهی که داشته و انرژی که گذاشته،
- خود را سهیم دانسته،
- و مخصوصاً به خاطر زمینهسازی برای دریافت پیشنهادهای دیگر.
|
| به زوجها |
- هر حقی برای خودت قائلی، برای همسرت هم قائل باش.
- وقتی ازش ناراحتی، باهاش حرف بزن.
|
|
مردمداری و مدیریت دانش
|
- کلید مدیریت بخش بسیار بزرگی از آگاهی مورد نیاز تو، مردم داریه. چون اون آگاهیها رو اون مردم در اختیار دارند.
|
| مهندسی مدیریت یعنی چی؟ |
- مهندسی مدیریت یعنی نظام مند بودن مدیریت. یعنی برای فعالیتها:
- داشتن تحلیل و تشخیص و تعیین خواستهها ( خواستههای مشخص) و آزمایش آن
- داشتن تحلیل و طراحی ( داشتن مدل و طرح و برنامهي مشخص برای حل مسأله) و آزمایش آن
- پیادهسازی طرح و آزمایش درستی انجام
- نگهداری ( تشخیص و رفع خطا، بهبود و تغییر) در طول زمان
- به کارگیری روشهای افزایش بهرهوری:
- داشتن دامنهي فعالیت مشخص
- داشتن خطهای تولید و کار مشخص
- داشتن معماری و اهداف و استراتژی مشخص، که همخوانی فعالیتها را موجب شود.
|
| مهندسي و مديريت |
- مهندسی را باید مدیریت کرد و مدیریت را باید مهندسی کرد.
|
| دوبار |
- تذکر و نصیحت، یه بار، دو بار. بعدش جز ملال چیزی نیست. چه برای شنونده، چه برای گوینده.
|
| قابليت اعتماد |
- برای من کسی که گفتههاش با واقع یا عملش نمیخونه، قابل اعتماد نیست.
|
| مطابق قرار |
- قولی بده که خودت هم بخواهی و بتونی انجامش بدی.
- اگر زمان تعیین کردی بهش عمل کن.
- مهم نیست که دیرتر قرار بگذاری. مهم اینه که مطابق قرار عمل کنی.
|
| يك سؤال |
- چگونه از محصولات متداول خود، قطعه (component) های بیشتری تولید کنیم؟
|
| يك ابزار |
- نرم افزار مجانی interclue با نصب و یادگیری چند دقیقهای، کار با وب رو خیلی کارآمدتر میکنه: کلیک کردنهای کمتر، دریافت محتوای بیشتر و در عین حال دریافت فراداده (meta data) در مورد صفحات مورد نظر.
|
| صرفه جويي؟!! |
- برای صرفه جویی در هزینه، مقدمه نویسنده، فهرست و نمایهي کتاب را کپی نکرده بود. ( مستقل از داستان حقوق ). به این ترتیب عملاً بخشهای اصلی حاوی آگاهیهای کنترلی از کتاب را رها کرده بود!
|
| منبع آگاهي كنترلي |
- آدمهای مسن و خبره پر از آگاهیهای کنترلی هستند.
- اگر مشورت کنی، ضرر نمیکنی. البته تصمیم رو خودت باید بگیری.
|
| آگاهي كنترلي |
- بعضی از آگاهیها، نحوهي استفاده از دانستهها و عملکرد ما رو مشخص میکنند. به اینها آگاهی کنترلی (control knowledge) گفته میشه. مثلاً: " تنها به 7 سؤال از 9 سؤال جواب دهید" مثلاً: "تمام حرفهای طراحی واسط کاربر نرمافزار، در ارتباطات انسانی قابل استفاده ست".
- این آگاهیهای کنترلی معمولاً از آگاهیهای معمولی، بالاتر و مهمتر هستن. بخصوص در مدیریت بهتر دانش خیلی تأثیر گذارن.
- بهتره روی کسب و به ویژه استفاده از آگاهیهای کنترلی حساس باشی.
|
| اگر کاری رو که ازت خواسته شده نفهمیدی |
- اگر کاری رو که ازت خواسته شده نفهمیدی، حتماً بپرس. بخصوص از خود صاحبکار بپرس. وگرنه، چه کاری انجام بدی یا ندی، بعیده که بتونی صاحبکار رو راضی کنی.
- یک راه ساده برای اطمینان از درک درست، تکرار خواسته توسط فرد مقابله. این را teach back میگویند.
|
| نگهداري روابط با خودمانيها |
- برخلاف تصور عمومی، نگهداری روابط با خودمانیها، بسیار ضروریتر، مهمتر و گاهی دشوارتر است.
- چیری که کار را ساده میکند صداقت و خلوص در ارتباط است.
|
| نگهداري روابط |
- در نگهداری (maintenance) یک سیستم، کشف و رفع خطا، تغییر و بهبود همواره مورد توجه است.
- به نظرم ضرورت نگهداری، بسیار فراگیرتر است و نگهداری موضوعات مختلف، از جمله نگهداری سلامت، رفتار، و به ویژه روابط ما با دیگران را نیز شامل میشود.
- طبیعی است که نگهداری نیاز به تلاش، زمان و هزینه دارد.
|
| حاشيه بزن |
- برای مقالهها یا کتابهایی که میخونی حاشیه بزن (annotate). مخصوصاً جمعبندیها یا نکات مهمی که دریافت میکنی را به زبون خودت یادداشت کن.
- امکان note از نرم افزار Zotero جای خوبی برای این یادداشتهاست.
- این یادداشتها مبنای اصلی استفاده خواهد بود. مثلاً برای یک دانشجو، این یادداشتها میتونه جملاتی از پایان نامه بشه.
|
| مقابله با حيرت |
- هر چی ناشناختهها و در نتبجه حیرت بیشتر باشه، باید نظاممندتر عمل کنی.
- کار نظاممند، یک ابزار اصلی مقابله ست.
- مثلاً حرفهای مهندسی نرمافزار رو واقعاً به کار ببر.
|
| چه كاري؟ |
- کاری بکن که:
- مخاطبات (از جمله، خودت ) بخوان
- و به علاوه در محدوده کاری تو، و در یکی از خطوط تولید تو باشه
|
| تصميم خودت |
- تصمیمهای مهم زندگیت رو خودت بگیر، به این ترتیب li
- اگر درست باشه واقعاً لذت میبری
- و اگر اشتباه باشه، عواقبش قابل تحملتره
|
| ول كن تا ول كنم! |
- ایشون منتظره که اوشون معذرت خواهی کنه و اوشون منتظره که ایشون. هیچ کدوم کوتا نمییان.
- بدیش اینه که:
- بعضی کارها به دلیل همین شرایط، رو هوا مونده و پیش نمیره،
- و تمام منابع درگیر هم عملاً بیکار و معطله؛ از جمله ذهنیت این دو بزرگوار،
- نکته بدتر امکان گسترش این شرایطه.
- یک راه حل ساده و سریع، قطع حلقه انتظاره:
- با بخشش (منظورم دقیقاً بخشیدن هست نه گذشت).
- با پایاندهی.
- توجه کن که داستان ول کن تا ول کنم میتونه در امور مختلف یک نفر باشه. مثلاً درس و سربازی و ازدواج گیر همدیگه باشند.
- سیستم عامل برای حل این مسأله (بن بست)، کلی حرف داره که فعلاً واردش نمیشم.
|
| گذشت يا بخشش؟ |
- وقتی گذشت میکنی، یعنی حقی برای خودت قائل هستی، اما فعلاً ادعا نمیکنی،
- وفتی بخشش میکنی، یعنی اساساً دیگه حقی برای خودت قائل نیستی. ادعا کردن بعدی هم مطرح نمیشه.
- من با بخشش موافقم. حداقل ای/li/liul liجالب اینجاست که: td style=tdliنکه خودت خلاص میشی.
- من با گذشت موافق نیستم. به خصوص در مسائل خانواده. هر گذشت یعنی یک توقع. و کاسه توقع هم بالاخره پر میشه.
|
| معيار و انتخاب |
- انتظار داشت بهش بگم این کارو بکن، اون کارو بکن،
- من معیار میدادم و میدم و انتظار داشتم و دارم که خودش انتخاب (کردن رو تمرین) کنه.
|
| عنوان و عمل |
- بعضی عنوان مهندس را دارند ولی کار به سامان (مهندسی) نمیکنند
- و کسانی هم هستند که عنوان مهندس ندارند، و حتی بیسواد هستند، ولی به خوبی کار با سامان و مهندسی میکنند.
- انحام کار به سامان،
- مرد و زن ندارد؛
- پیرو جوان ندارد؛
- خانهدار و کاسب و کارگر ندارد؛
- رشته دانشگاهی الف یا ب ندارد؛
- عنوان مهندس و دکتر و استاد و استاندار ندارد،
- در خانه، در مدرسه، در بازار و در اداره ندارد.
- میشود به سامان (مهندسی) کار و زندگی کرد. انشاالله.
|
| انتخاب منطقي |
- در انتخاب کردن باید منطقی بود، نه احساساتی. مخصوصاً انتخاب آدمها.
- انتخاب خوب، عملاً به معنی حل خیلی از مشکلهای موجوده
- و انتخاب بد، عملاً به معنی اضافه شدن کلی مشکل جدید به مشکلات گذشته ست.
|
| وب معنايي |
- در جهان واقعی
- هر چیزی ( هر شیئی ) معنا دارد.
- هر رابطهای که بین دو شیء باشد، این رابطه معنا دارد.
- هر عملی که انجام میشود براساس این معنیها و قواعد و قوانین موجود در محدودهي مورد نظر و استنتاج روی آنها، صورت میگیرد.
- برای این که مسألهای توسط IT حل شود، باید به دنیای IT برده شود. انسان در نگاشت معانی (semantics) از دنیای واقعی به دنیاي فاوا مشکل دارد.
- وب معنایی (Semantic Web) تلاشی در جهت رفع این مشکل است.
- در دنیای IT، در هر کاری که با نگرش معنایی بخواهد انجام شود، باید سروکله بانک دانش (Knowledge base) و نتیجه گیری (Reasoning) پیدا شود.
|
| کاهش آشفتگی ذهن |
- یک کار/liاحترام چیزهایی رو که مورد احترام مخاطب تو هستن داشته باش liبرای این که شدنها را طراحی و پیادهسازی کنی trli خوب برای کاهش آشفتگی ذهن، پایاندهی (حتی برای این مقطع زمانی) هر یک از موضوعاتی است که ذهن را مشغول کرده
- مثلاَ با نوشتن عنوان آن موضوع روی کاغذ، و نوشتن چیزهای دیگهای که در مورد همون موضوع هست، در اطراف موضوع اصلی.
- این را نقشهي ذهن یا Mind map میگویند. برای رسم این نقشهها هم کلی ابزار کامپیوتری هست. از جمله نرم افزار MindMapper.
|
| جزئیات از نظر کی؟ |
- قبلاً صحبت شد که سطح تجرید، همون سطح وارد شدن در جزئیاته.
- نظرم اینه که وارد جزئیات غیر ضروری نباید شد.
- اما به جزئیاتی که برای مخاطب تو مهمه، باید توجه کنی، هرچند برای تو مهم نباشه.
|
| تكيه |
- در ارائه، مثل هر کار دیگه، اول به آمادگی خودت و کارخوبی که برای آماده شدن کردهای تکیه نکن؛ اول به کمک او تکیه کن.
|
| فرصت اكنون |
گذشته که گذشته؛ آینده هم که نیومده. پس هنر ما استفاده از حالاست.
- اما حالا / اکنون معنیهای متفاوتی داره:
- حالا که این کلمات را مینویسم.
- حالا که غروب پنجشبنه است.
- حالا که در کیش زندگی میکنم.
- حالا که زنده هستم و هزاران حالای دیگه
- هر کدوم از حالاها یا اکنونها جای خودشو داره و خیلی از این اکنونها، خیلی هم کوتاه نیستند.
- گذشته گذشته است. اما حالا هم خیلی فرصت هست؛
- فرصت دیدار یک عزیز،
- فرصت لذت از شنیدن صدای گنجشک،
- فرصت عذرخواهی ازخطا،
- فرصت بخشیدن،
- فرصت مزه کردن چای و هزاران فرصت دیگه
- فقط توجه میخواد. همین.
- (کتاب لحظهي اکنون، نوشته دکتر اسفان رت شافن، ترجمهي روان آقای مهدی قرچه داغی و به کارگیری بسیار مناسب و باسلیقهي شعرهای زنده یاد سهراب سپهری در انتهای هر فصل)
- گفتار آقای پرویز پرستویی در سریال آشپزباشی در مورد غذا خوردن
باید تمرین کنم.
|
| مخاطب دائمی |
- هر کاری که میکنی، میتونه مخاطبای مختلفی داشته باشه. اما دو تا از مخاطبا در تمام کارها هستند؛ بدون استثنا: یکی خودت و یک هم خدا. نذار مشتریهای دائمی ناراحت باشند.
|
| سد پر از آب |
- گذشته؛ مثل یک سد پر از آبه، هم میشه ازش بهره گرفت و هم میشه توش خفه شد. انتخاب با توست.
|
| zotero |
- ابزار خوب تحقیق، برای نگهداری و استفادهي مجدد از یافتهها، به ویژه برای مراجعه به مراجع و نمایش مراجع با استیلهای مختلف.
- ابزار Zotero مجانی است با firefox کار میکند؛ برای کار در محیط Word هم، ابزار اضافه کردنی (add-in) دارد.
|
| انعطاف و پدر و مادر |
- پدر و مادر منعطفترین موجودات دنیا در مقابل خواستههای تو هستند. تو در مقابل آنها، سختترین موضع رو نگیر.
- حتی به شوخی هم صدات را برای پدر و مادر، مخصوصاً مادر، بلند نکن.
|
| پاياندهي براي خود |
- پایاندهی خوب هر تعامل، بهترین ابزار برای ادامه دادن (و از سرگیری) مطلوب، ساده و سریع است؛ چه در قبال دیگران و چه در قبال خودمون. ضمن اینکه دیگران گاهی مخاطب ما هستند. ولی ما همیشه مخاطب خودمون هستیم.
|
| خلاقیت و رابطهي معنایی |
- عملاً هر خلاقیت، درک و ابراز یک رابطهي معنایی است. معنایی که وجود داشته، و حالا فرد خلاق متوجه آن شده و به نحو مناسب اعلام کرده است.
|
| اشتباه یا غلط؟ |
- وقتی میدونم که اشتباه است و انجام میدم، این دیگه اشتباه کردن نیست؛ غلط کردنه.
|
| اوج مدیریت دانش |
- اوج مدیریت دانش استفادهي به جا (در زمان، مکان و مورد ) از دانش است.
- بدون استفاده از دانش، بقیهي فرایندهای مدیریت دانش، مثل کسب دانش و توزیع دانش، عملاً بیمعنی و حتی اتلاف منابع است.
|
| دانستن دلایل |
- برای بهترین پردازندهي دنیا هم اگر فرایندهای زیادی را همزمان اجرا کنید، میتواند به نا کار آمدی منجر شود.
- دانستن دلایل ناکارآمدی، متأسفانه نتیجهي نا کارآمدی را کارآمد نمیکند.
|
| كاسبي |
- وقتی داری خدمتی انجام میدی یا میبخشی، دقیقاً همون موقع هست که داری به دست میاری. خرابش نکن.
|
| پول ارزان |
- در بسیاری از موارد، پول از ارزانترین و سادهترین هزینههاست. در مقابلِ هزینه کردن آبرو، آرامش، اعتبار، سابقه، روحیه، زمان، رضایت، عزت و اعتماد به نفس و خیلی خیلی چیزهای دیگر.
- به این ترتیب هزینه کردن موارد فوق برای پول، تکلیفش روشن هست. گرچه عملیاتی کردن این حرفها ساده نیست.
|
| امتحان ارائه مهم |
- دقت کن که امتحان هم یک ارائه است.
- اگر خوب ارائه نکنی، مشابه کسانی که خوب کار نکردهاند داوری میشی.
- از حرفهایی که برای ارائهي موفق میدونی خوب استفاده کن.
- واضح و روشن بنویس. خوش خط.
- نه روده درازی، نه تلگرافی؛ سعی کن به نکات مورد توجه مدرس در پاسخ توجه کنی.
- سؤال رو بی پاسخ نگذار. چرت و پرت هم ننویس. حداقل، درک خودت از مسأله و کاری که احتمالاً باید کرد را بنویس...
|
| در موقع امتحان |
- اصلاً فکر نتیجه نباش، فکر این نباش که اگر رد بشم چی میشه یا اگر وقت کم بیارم چی میشه. هر چی میخواد بشه، بشه. کارتو بکن.
- همهي فکرهای مزاحم رو بریز دور.
- سؤال را یواش خوانی (برعکس تندخوانی) کن.
- ببین دقیقاً چی خواسته شده. باید همون را جواب بدی.
- اول فکر کن.
- اول دنبال محفوظات نرو.
- خودت و فکر خودت، بیشترین کار رو میتونید بکنید.
|
| ارائهي كار |
- کاری که به مخاطبش ارائه نشده باشد، عملاً با انجام نشدنش برای او فرقی ندارد.
- برای ارائه باید جداگانه کار کرد. غیر از کار روی محتواست.
|
| فقط دوبار تذکر |
- وقتی طرف مقابل نظرت را متوجه شد و غیر از آن عمل میکند، تذکر مجدد جز ملال حاصلی ندارد؛ چه برای او و چه برای خودت.
|
| محل کار |
- زمانی فکر میکردم، اگر جایی حرف مورد نیازی را متوجه نیستند، همین جا جای کار کردن است. حالا اصلاً این طور فکر نمیکنم. زمان باید بگذرد تا اهلیت درک حاصل شده باشد. وگرنه بخش اعظم تلاش (بیش از نود درصد) هدر میرود.
|
| مشورت/ تصمیم |
- تمام نظرات را گوش بده. مخصوصاً مشورت کن و نظرات را بگیر. اما خودت برای خودت تصمیم گیری کن.
|
| سن و نگرش |
- هرچه سن فرد بیشتر میشود، دیگران جوانتر به نظرش میرسند.
|
| استفاده از ضرب المثل |
- ضرب المثل آگاهی خلاصه شده و فشرده شده است. به عنوان جزئی از مدیریت دانش، بهکارگیری عملی ضرب المثلها مهم است. مثلاً "برای کسی بمیر که برات تب کنه"، برای هر صاحبکار و یا کارمندی مطلب دارد.
- پیش بینی میکنم در آینده یکی از پیشرفتهای تعیینکننده در علوم و مهندسی کامپیوتر سهولتهای نمایش دانش و به ویژه نمایش ضرب المثلها در کامپیوتر و استفاده از آن در استنتاج خواهد بود. انشاالله
|
| ادامه و از سرگیری مطلوب |
- پایاندهی خوب هر تعامل، بهترین ابزار برای ادامه دادن (و از سرگیری) مطلوب، ساده و سریع است.
|
| اول تدارک ابزار کنترل درستی |
- پدرم (ره) وقتی سفارش ساخت قالب - مثلاً کف کفش را میگرفت- اول برمبنای الگوی سفارش داده شده، با دقت بسیار، از ورق آهن نازک یک کفی آهنی درست میکرد و دستهای برایش درست میکرد که بتواند به راحتی از آن استفاده کند.
- وقی فولاد را در کوره سرخ میکرد و با چکشکاری آن را شکل میداد، درستی پیشرفت کار را با آن کفی، کنترل و درصورت لزوم تصحیح میکرد.
|
| درستی ابزار کنترل درستی |
- برای مثال، اگر قبلهنما درست کار کند، یک ابزار کنترل درستی (validity check tool) بسیار خوب هست. اما بهتر هست درستی خود ابزار هم با آزمایش آن در جایی که قبله کاملاً معلوم هست، آزمایش شود.
|
| مهندسی دامنه فعالیت و مهندسی کاربرد |
- مهندسی دامنهي فعالیت
- مهندسی برای استفادهي مجدد
- برای فراهم کردن سرمایههای اصلی
- مهندسی سرمایههای اصلی
- تولید و توسعهي سرمایههای اصلی
- تأکید روی طراحی و پیادهسازی سرمایههای اصلی
- فازها: تحلیل، طراحی، پیادهسازی و آزمایش، نگهداری دامنهي فعالیت
- مهندسی کاربرد
- مهندسی با استفادهي مجدد
- بهرهگیری از سرمایههای اصلی در تولید کاربردها
- مهندسی محصول
- تولید و توسعهي کاربرد
- تأکید روی طراحی و پیادهسازی کاربرد
- فازها: تحلیل، طراحی، پیادهسازی، آزمایش و نگهداری کاربرد
|
| نقش ابزار کنترل درستی |
- نقش ابزارهای کنترل درستی (validity check tool) عبارت است از:
- تشخیص درست از نادرست
- سهولت آزمایش
- و امکان کنترل توسط افراد غیر خبره
|
| آزمايش چه چيزي؟ |
س: آزمایش روی محصول یا روی رفتار؟
ج : هردو
س : اصلاً از کار و زندگی و محصول و . . . ما، چیزی هست که آزمایش و اطمنیان از درستی نخواهد؟
ج : خیر، همه چیزها نیازمند آزمایش و اطمینان از درستی هستند.
|
| تشخیص خطا کار هرکسی نیست |
- بدون تشخیص خطا، رفع خطا مطرح نیست.
- تشخیص خطا به آزمایش احتیاج دارد و صرف هزینه و نیرو و تلاش
- اگر کسی اشکالت را (سیستمت را) متذکر میشود، خیلی قدرش را بدان؛ او راه را برایت کوتاه کرده است.
|
| پرهيز كردن |
پرهیز کردن یعنی:
1. دانستن درست و غلط / باید و نباید
2. داشتن معیار برای تشخیص درست از غلط / باید از نباید
3. عمل درست براساس این معیار
دونکتهي اول نقش ابزار کنترل درستی (Validity check tool) را ایفا میکنند.
|
| مشتري |
- کاری که میکنی برای کیه؟
- آیا خودت مشتریش هستی؟
- آیا خدا هم مشتریش هست؟
|
| حداقل مخاطبان |
در هرکاری که میکنیم، نادیده گرفتن هر کدام از مخاطبهای زیر اشتباه است.
1. کسانی که از این خدمت استفاده میکنند (کاربر)
2. کسانی که برای این خدمت پرداخت میکند (صاحبکار/ مشتری)
3. و خود ما که انجام میدهیم
|
| بازیافت بیضابطه به صرفه نیست |
مثال: فرض کنید یک کلید برق خراب شده را که عوض کردهایم، کنار میگذاریم که زمانی از اجزاء داخلی آن، مثل پیج و فنر ریز استفاده کنیم. اگر زمانی این استفادهي مجدد مطرح بشود، باید وقت صرف کنیم و آن اجراء مفید را از آن جدا کنیم و این اشراف را داشته باشیم که چه اجزاء مفیدی دارد و در کجا قابل استفاده است. به علاوه کل کلید خراب یا اجزاء جدا شده را باید در جایی نگهداری کنیم. و این نگهداری باید ضابطهمند باشد وگرنه در موقع ضروری نمیدانیم چی کجاست و گشتن دنبال عنصر مورد نظر، باز نیازمند صرف وقت و تلاش است. |
| استفادهي مجدد بیضابطه، به صرفه نیست |
- استفادهي مجدد (reuse) مجانی نیست.
- اگر استفادهي مجدد بیضابطه باشد، اساساً اقتصادی نیست.
- استفادهي مجدد از هر چیزی، حداقل هزینههایی دارد، که بدون تیراژ بالا، باز استفادهي مجدد را گران و غیر اقتصادی میکند.
- بنابراین
- باید اولاً دنبال استفادهي مجدد از دانه درشتها بود
- و ثانیاً برای استفادهي مجدد نظام داشت.
|
| فهرست کنترل (check list) |
- ما میتوانیم فهرستهای کنترل (Check list) مطلوب خودمان را تهیه و مبنای کار قرار دهیم. (که بهتر است با عرف اجتماع همخوانی داشته باشد).
- ما میتوانیم استانداردها را دنبال کنیم.
|
| ابزار اعتبارسنجي |
- تدارک ابزار اعتبار سنجی، یا در واقع تدارک ابزار کنترل درستی کارهامون به نظرم یک کار مهم و یک راه مهم افزایش کارایی هست. چون خطاها و درنتیجه دوبارهکاریها را کم میکند، امکان استفادهي مجدد از فعالیتها را افزایش میدهد و موجب همخوانی فعالیتهاي مختلف با يکدیگر میگردد.
|
| روي خط |
- خطکشیهای توی جاده؛ مثل خطکشیهای روی کاغذ، باعث میشوند که کج و کوله نرویم و ننویسیم. در واقع به عنوان ابزار اعتبار سنجی (validity check tool) عمل میکنند. البته این به شرطی هست که به فکر کنترل درستی کارهامون و تدارک ابزار برای آن باشیم.
|
| کاهش مشکلات همکاری |
- در پیادهسازی سیستمهای رایانهای، یک محل اصلی بروز خطا، در چگونگی تعامل مؤلفههای همکار با یکدیگر است (مشکلات parameter passing).
- به نظرم در تعاملات انسانی هم یک نقطهي مشکل زا، همین لحظههای تعامل، و عامل بروز مشکل،در واقع ناهمخوانی (mismatching) بین آن چیزی است که مبادله میشود، با آنچه که در ذهن حداقل یکی از طرفین شکل گرفته و انتظار داشته است.
- برای مثال صاحب خانه انتظار رنگ استخوانی را داشته است و نقاش، کرم شکلاتی در آورده است. یا نقاش انتظار 2 میلیون تومان داشته، و حالا صاحبخانه 1.5 میلیون بیشتر نمیخواهد بدهد.
راه حل اصلی چنین مشکلاتی، مشخص کردن و اعلام صریح و دقیق خواستهها و انتظارات است. و نکتهي دیگر اینکه، در موارد مشخص نشده، یک طرف به جای طرف دیگر تصمیم نگیرد.
وجود نمونه، الگو و یا تعامل آزمایشی خیلی از این موارد تعریف نشده را نشان می دهد.
|
| راه مؤثرتر کردن آزمایش |
- راه مؤثرتر کردن آزمایش، همان راه کاهش هزینههای آزمایش است. یعنی انجام زودتر آزمایش، در مراحل قبل تر.
|
| راه كاهش هزينههاي آزمايش |
- آزمایش مجانی نیست. به زمان، تلاش و بودجه نیاز دارد. مهمترین و مؤثرترین راه برای کاهش هزینههای آزمایش، انجام زودتر آزمایش، در مراحل قبلتر، است.
- به عنوان مثال برای کاهش هزینهي تست پیادهسازی نرمافزار، باید تست درستی طراحی را خیلی زودتر انجام داد. و قبل از آن مستندات نیازها و خواستهها را آزمایش کرد.
- به عنوان مثالی از احتمال، به جای آزمایشهای متعدد و پرهزینه روی کودکی که اندازه سر او بزرگتر یا کوچکتر از معمول است، اگر خیلی قبلتر، شاید در زمان ازدواج، انجام شده بود خیلی کمهزینهتر و بهویژه مؤثرتر بود.
|
| آزمايش مؤثر |
- آزمایش مؤثر از نظر من آزمایشی است که:
- یا گویای سلامت و نبود مسأله باشد،
- و اگر گویای مسأله است، با اقدامات مناسب، حل مسأله در آینده عملی باشد.
|
| کاهش حیرت |
- خیلی از وقت کم آوردنها در انتها، به اول کار برمیگرده:
- به دلیل حیرت در ابتدا،
- گاهی هم، به دلیل دست کم گرفتن کار.
- ریشهي هردو هم بیاطلاعیه. و راه حل هر دو هم کسب اطلاع ( مثلاً با مطالعه، مشورت، گشت در وب و دیدن کارهای خوب مرتبط).
|
| با اندازه! |
- اگر به خودت نرسی، نمیتوانی به دیگران برسی؛
- اگر زیادی مشغول خودت هم باشی، نمیتوانی به دیگران بررسی.
|
| هماهنگكننده |
- در کامپیوتر، در لابهلای فعالیتها، عملاً بخشی از سیستم عامل که به آن هماهنگکننده یا هسته (kernel) میگویند، اجرا میشود. نقش این بخش بسیار کلیدی است. از جمله:
- ایجاد فعالیت جدید/ یا حذف فعالیت
- زمانبندی فعالیتها
- هماهنگی بین فعالیتها
- رفع مشکلات همزمانی، مثل مشکل مسابقه.
- و خلاصه، مدیریت فعالیتها ( یا به تغبیری process management )
جالب اینجاست که مبنای فعال شدن این بخش، حادثهها هستند.
هر کار اجرایی هم، در هر سطحی، از جمله زندگی خودمان، به این بخش نیاز دارد. در مورد کامپیوترها، این بخش هم عملاً یک برنامه است. برای خودمان و محیطهای اجرایی، چه خوب است که این بخش مبتنی بر دانش باشد.
|
| نقش متخصص IT |
- مهمترین نقش یک متخصص IT، افزایش (نظاممند) بهرهوری است:
- در حیطهي مسألیت؛
- با استفاده از IT؛
- و با عملکرد نظاممند.
- حداقل برای خودش.
|
| ضرورت تغییر |
- بدون تغییر، حداکثر همانی هستی که هستی، برای رشد باید تغییر کنی. نترس
|
| اصل محلیت مراجعات و تفکر جانبی |
پروفسور دوبود، متخصص فکر کردن، با تفکر جانبی، سازماندهی مجدد دانستهها و دیدن راه حلهای جدید را مطرح میکند.
از طرف دیگردر یادداشت دیگری نشان دادم که اصل محلیت مراجعات برانسان حاکم است. به گونهای که موارد مورد مراجعهاش، از جمله محدودهی فکر کردنش، نزدیک به هم است.
از دو مطلب بالا این نتیجه را میگیرم که یک راه مهم دیدن نکات جدید، حرکت عمدی و نقض عمدی اصل محلیت مراجعات است.
|
| اصل محليت مراجعات |
در مدیریت حافظه اصل محلیت مراجعات (locality) گویای این است که محلهای مورد مراجعهي یک برنامه (فرایند) به حافظه معمولاً در نزدیکی هم قرار دارد. همین نکته استفاده از سطوح مختلف حافظه، روشهایی مثل صفحه بندی و قطعه بندی برحسب نیاز و هرگونه استفاده از میانگیر (buffering) را معنیدار و سودمند کرده است.
نکتهای که هست، این اصل محلیت مراجعات از نظر من بسیار فراتر است. به نظرم در مراجعات انسان (یا در مراجعات هریک از فرایندهای جاری انسان؛ و هر موجودی)، به موجودیتهای مختلف نیز اصل محلیت مراجعات حاکم است. برای مثال یک فرد معمولاً با مجموعه آدمهای مشخصی دمخور است. محل مشخصی از کل دنیا را سر میزند. یا حتی یک دانشجو معمولاً صندلی مشخصی را برای نشستن در کلاس انتخاب میکند. اگر به مراجعاتی که یک فرد به سایتهای مختلف دنیا دارد، توجه کنیم، باز این محلیت مراجعات کاملاً محسوس است.
امیدوار هستم در معنایی که در ورای این اصل محلیت مراجعات، برای هر فرد وجود دارد، در آینده، در دسترسی مؤثرتر او به وب، تأثیر اساسی داشته باشد...
|
| قواعد طلايي ارتباط |
قواعد طلایی در طراحی واسط کاربر برای نرمافزار بسیار فراتر از نرمافزار، و حداقل در ارتباطهای افراد با یکدیگر نیز قابل استفاده است ... |
| براي مديريت دانش خود |
- من چه ميدانم؟ آيا ميدانم كه چه ميدانم و چه نميدانم؟
- آيا ميدانم كه دانستهام، چه كاربردي، منافعي يا معايبي برايم دارد؟
- آيا ميدانم چگونه دانستهام را به ثروت (با هر مبنایی که برای ثروت دارم) تبديل كنم؟
- آيا ميدانم نادانستههايم را چگونه بهدست آورم؟
- آيا ميدانم دانستههايم را با چه كساني به اشتراك بگذارم؟
|
| يك راه توليد دانش |
یک راه تولید دانش، ارائهي جديد است؛ مثلاً:
• با توجه به مخاطبين جديد؛
• با ساختار جديد.
|
| Structure of HP Template |
|
| مديريت دانش و خانوادهدرماني |
به این نکته توجه کردم که موضوع خانواده درمانی به شدت درگیر کار با دانش است (چه دانش درمانگر از بیماریها و اعضاء خانواده و چه دانش هر یک از افراد خانواده از خود، یکدیگر و نقش خود در درمان). و به نظرم رسید که مدیریت دانش و روشهای مطرح در آن میتواند به طور مؤثری به امر خانواده درمانی کمک کند.
|
| مديريت دانش |
دانش يكي از مهمترين منابع مورد نياز و همچنين يك محصول مهم انسان است. ...
|
| ادارهي وقفههاي انساني |
نکتهي بسیار مهم در مورد وقفههایی که توسط انسان ایجاد میشود این است که اساساً درست کردن روتین خدماتی برای آن معنی ندارد. زیرا برای هر فرد نسبت به فرد دیگر فرق میکند. و در مورد حتی یک فرد هم، از دفعهي قبل به فعهي بعد، باز فرق میکند. عکسالعمل دیگری را طلب میکند.
در نتیجه، ادامهي تعامل با یک فرد به معنی ضرورت سوابق ارتباط با او و تأمل برای ارتباطهای بعدی است. به همین دلیل در دفتر یادداشت به تدریج برای هریک از مخاطبان انسانی که در تعامل هستیم، یک پوشه درست کنم....
|
| براي برخورد با تنوع و تعدد |
از راه حل اصلی برای برخورد با تنوع و تعدد اقداماتی که شخص باید انجام دهد: ... |
| فاصله ننداز! |
- آقا در نگارش، و اساساً هرکار فکری، فاصلهي طولانی ننداز. همان حکایت دوچرخه سواری پروفسور Knuth.
- در واقع پایاندهی را جدی بگیر؛ اگر قرار است مدتی کاری نشود، حتماً پایاندهی برای این قسمت لازم است. در غیر این صورت شاید از صفر و حتی قبل از آن! باید شروع کنی.
- و این نکته که زمان و شرایط مناسب شروع، در فاصله نیفتادن خیلی نقش دارند.
- و این نکته که این شاخه به اون شاخه نپری!
نقش قیچی بلند را در سهولت چینش قا لی دیدی؟؟ به کار ببر. مترهای بلندتر!!
|
| كاربرد وب معنايي در زندگي عادي |
|
| نماز |
كمك به يادآوري نماز... |
| Semantic Contemporary System Lab |
- Introduction/ Definition
- Goals / Research lines
- Audience
- Why this lab is needed?
- Background
- Is it my business?
- Requirement
|
| طرح پيشنهادي براي انجمن علمي، فرهنگي موج نور اصفهان |
- تسهيل زندگي كمبينايان و نابينايان
- عامل ساده كاري آنان با بينايان
- وجود يك سامانهي غيردولتي خلاق و مولد تحقيق علمي، براي كار در اين راستا
- پيگيري براي به كارگيري راه حل در سطح ملي و بينالمللي
|
| تعريف فيلم براي نابينايان |
متأسفانه نابينا نميتواند از لذت بصري فيلم يا نمايش بهرهمند شود. ولي نبايد از منافع داستان و پيام فيلم و به ويژه از لذت حضور در جمع افراد خانواده يا دوستان، به دليل فيلم ديدن آنها، بيبهره باشد. در جهت كاهش اين مشكل نابينايان، مطلب زيركه بيشتر براي همراهان بينا نوشته شده است، شايد كمك كننده باشد... |