|

بعضی یادداشتهایم را که حدس میزنم برای دیگران قابل استفاده باشد، در این قسمت قرار ميدهم. و انشاالله دريافت نظرات خلاق تصحيح کننده و تکميل کننده.
مشاهدهي همهي يادداشتها
| پرهيز |
- اساسا پرهیز موقع انتخاب کردن معنی پیدا میكنه؛
- پرهیز یه راه متداول برای اطمینان بیشتر از انتخابه.
|
| كم فروشي |
- وقتی حرفی میزنی و بهش عمل نمیکنی، مثل کم فروشی، همیشه بدهکاری.
|
| بزرگترها و كامپيوتر |
- میگفت نیازی به کار با کامپیوتر و شبکه ندارم، چون بچه هام بلدن؛
- گفتم تو هم مثل بچه هات لازمه غذا بخورین.
|
| همراه كردن دانشجو |
- کاری که من در ارائه دروس انجام میدم ( به ویژه در هنگام استفاده از اسلایدها)، متکی به همراه کردن دانشجوست. برای این کار مجموعه ای از اقدامات را سعی می کنم. ازجمله:
- ارائه مطلب متناسب با مخاطب (نه ساده تر از کلاس و نه مشکل تر)؛
- ارائه مطالبی که مورد نیاز و استفاده است. اگر مطلبی نیاز نباشد معمولا دنبال نمیکنم یا سریع عبور میکنم. گاهی هم روی کاربرد و اینکه چرا این مطلب مهم و مورد نیاز هست صحبت میکنم.
- به دانشجو واقعا احترام میگذارم و او را همکار خودم میدانم. اگر این همکاری نباشد عملا ویتامین کلاس هم کم میشود؛
- سؤال و نظر میپرسم. نه اینکه مچ گیری کنم. نه اینکه بخواهم ضعف کسی را نشان بدهم. سریع از کسی که نمیداند به فرد دیگری سوئیچ میکنم؛
- جایی که خود دانشجوها در مقابل نظرات هم نظر میدهند، کاملا استقبال میکنم و به طور ظریف در صورت لزوم تصحیح میکنم و برای خارج نشدن از موضوع کنترل میکنم؛
- در کلاس حرکت میکنم و با نگاهم با تک تک دانشجوها گفتگو میکنم؛
- هرجایی که موضوعی باعث حواس پرتی کلاس میشود، من هم آشکارا همراه میشوم و با این همراهی، سریع به همراه دانشجویان از آن موضوع عبور میکنیم؛
- هر جایی که گفتگوی دانشجویی طولانی بشود، سکوت میکنم. کار با اشاره بچه ها و لبخند من حل میشود؛
- از مثال زیاد استفاده میکنم:
- از اجتماع و زندگی عادی که درک مطلب را خیلی ساده میکند؛
- بعد از مثالهای فنی؛
- و گاهی دنبال کردن مثال عملی توسط دانشجو؛
- آگاهی در کلاس با کمک بچه ها عملا تأتر بازی میکنیم؛
- سعی میکنم از قابلیتهای صدا به خوبی استفاده کنم؛
- سعی میکنم دانشجویان را به نام صدا کنم؛
- برای دانشجویانی که خیلی با متوسط کلاس فاصله دارند، سعی میکنم جدای از یک جلسه، آنها را همراه کنم. مثلا:
- درک دقیق تر علایق فرد قوی و واگذاری کار در خور او و ایجاد انگیزه؛
- مرتبط کردن دانشجوی ضعیف به دوست قوی و ایجاد انگیزه؛
- اگر حس کنم کلاس در شرایط شنیدن نیست، کلاس را تعطیل میکنم.
- و البته درخواست از او اگر بخواهد و کمک کند.
|
| غلط زيادي |
- غلط هميشه از نوع زيادي است
|
| ديده شدن محصول |
- اگه محصول تو جایی که مشتری انتظار داره و سرمی زنه، نباشه، دیده نمی شه.
- هم روی شناسایی و اطلاع از مسیر مخاطبان بالقوه باید کار کرد
- و هم روی سازماندهی و طبقه بندیِ خوب
|
| احترام به خود |
- به خودت احترام بذار؛ خودتو قبول داشته باش؛
- حداقل به اندازه فرد دیگه ای با مشخصات خودت
|
| حرف بزن |
- اگه مسأله ای هست، چرا هیچی نمیگی؟ در موردش حرف بزن
- حداقل با خودت؛ مسأله رو میتونی بهتر بفهمی و حتی اونو بنویسی و تدوین کنی و انشاالله راه حل؛
- حداقل با خدا: که علاوه بر خاصیت قبل، تواناترین رو انشاالله به کمک میگیری
|
| اجتماع وب |
- اجتماع وب نوع دیگه ای از شهر نشینی و تعامل آدما با همدیگه ست که ویژگی های خودشو داره
- اجتماع بزرگی که هزاران هزار اجتماع کوچیکتر (چه از اجتماعات جدید و چه نگاشتی از اجتماعات سنتی موجود ) رو دربر داره یا خواهد داشت
- خدا میدونه این اجتماع چه پتانسیلهایی داره
- به نظر من راه رفتن و زندگی خوب و سالم در این اجتماع رو باید یاد بگیریم. انشاالله
|
| موضوع مشخص و محدود |
- برای انشاالله اتمام به موقع و بی دردسر پایان نامه، هرچه سریعتر به سمت یک کار بسیار مشخص و کاملا محدود بروید. جایی که بهتر بتوانید ایده خود را ثابت کنید.
|
· به نظرم موفقیت مثل کیفیته، سراسریش خوبه. نباید یه بخش فدای یه بخش دیگه بشه.
· مثلاً اگه فردی در محیط کار خیلی موفق هست ولی توی خانواده موفق نیست، یا برعکس، این فرد از نظر من موفق نیست.
· در شرایط سخت برای یک بخش، جلب همراهی بخش های دیگه، کلید موفقیته. چرا که اولاً احتمال تقابل به شدت کم می شه و مهمتر از اون اینکه نیروی کمکی خواهی داشت. اما باید صادق باشی و بدون توقع.
|